آدم‌ها چقدر توی ذهن‌تان زنده‌اند؟

به نظرم یک شیوه برای جذاب‌تر کردن گفتگو این است که گاهی طرف سوم، اما غایبی را هم وارد گفتگو کنیم. سخاوت داشته باشیم و یک حرف خوب یا نکته‌ی مثبتی از او را بیان کنیم.

یک رفتار جالب دیگر هم که چشمم را گرفته این است که اگر بازیکن، بازیگر یا هر فرد دیگری را دیدیم و یاد دوست دیگری افتادیم، بگوییم چقدر شبیه فلانی است یا به صورت سؤالی بیان کنیم که این شبیه فلانی نیست؟ چند روز پیش داشتیم فیلم می‌دیدیم که بابا پرسید این بازیگر شبیه عاطفه نیست؟ ایناها، این بازیگره شبیه عاطفه نیست؟ در نگاه اول شباهتی ندیدم ولی وقتی اصرارهای بابام رو دیدم، انگار چهره‌ی جدیدی از چهره‌ی اون بازیگر نمایان شد و کمی شبیه‌ عاطفه شد. گفتم آره یه‌ذره شبیه‌ش هست. به یاد کسی افتادن زیباست.

ما آدما، با تصویرهای مختلف و از زاویه‌های متفاوتی در ذهن همدیگه ثبت شدیم. توی ذهن یکی‌ با طرز نگاه‌مون، توی ذهن یکی دیگه با لبخندمون، توی ذهن یکی دیگه با عصبانیت‌مون، توی ذهن یکی دیگه با خمیازه‌مون و … در یک آن اتفاق می‌افته که فرد دیگه‌ای رو می‌بینیم که یه شباهتی با این تصورات‌مون داره و ذهنِ عزیزمون، اون فرد رو به یادمون میاره. دستش درد نکنه، خیلی خانومی(یا آقایی) می‌کنه.

نمی‌دانم این دو مورد، چقدر برای بقیه اهمیت دارد ولی در این مدت، یکی از کشف‌های مهم من در روابطم بوده است. اینکه آدم‌ها چقدر در ذهن‌مان حاضرند، اینکه حتی اگر حاضر هم باشند باز هم حاضریم نام‌شان را بر زبان بیاوریم، جمله‌ای از آنها را نقل کنیم یا با دیدن تصویری که شبیه‌شان است، اسم‌شان را بر زبان بیاوریم؟ حاضریم یادشان را زنده‌تر بداریم؟

پی‌نوشت: منظورم کلی است و همه‌ی افراد را در بر می‌گیرد؛ نه فرد خاصی را.

خب فرد خاص را چه کنیم؟

فرد خاص را می‌توانید در آینه ببینید. خودتان را نمی‌گویم که؛ مگر شاعر نمی‌گوید من همه اویم؟ خب دیگه. همون. اگر هنوز همه او نیستید، همان خودتان را فعلاً ببینید تا ببینیم بعداً چه می‌شود. خدا بزرگ است. توکل به خودش.

One thought on “آدم‌ها چقدر توی ذهن‌تان زنده‌اند؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *