به فرزندی پذیرفتن یک عادت خوب

همانطور که آشنایی با عادت های افراد موفق می تواند برایمان راهنمایی باشد تا شاید از طریق تکرار آنها بتوانیم به موفقیت برسیم، همان‌قدر در اجرایشان ناموفق هستیم. عادت‌های خوب نیمه‌کاره رها شده که حتی دیگر چشم‌مان را ترسانده‌اند دیگر سراغ عادت جدیدی نرویم، آن‌ها را هم به سرنوشت قبلی‌ها دچار می‌کنیم. نفرین‌شان گریبان‌گیرمان می‌شود.

اخیرا یک مطلبی در مورد همین عادت ها می خوندم که تیترش خیلی نظرم را به خودش جلب کرد. البته یک تیتر معمولی‌ بود ولی نکته‌ای داشت که تا حالا به آن توجه نکرده بودم. برای کلمه ی عادت ( habit) ، از فعل اختیار/ اتخاذکردن ( adopt) استفاده کرده بود تا اینجا هیچ اما کلمه ی adopt  رو قبلا برای  به فرزندی پذیرفتن شنیده بودم که در ترکیب با habit  برایم خیلی جالب به نظر رسید .

نمی دانم این ترکیب جدید را کشف کردم یا خود ساختم ؛ ترکیبی به اسم به فرزندی پذیرفتن عادت ها.

کمی بزرگنمایی است ولی برای اجرای موفقیت‌آمیز یک عادت خوب باید به اندازه ی پذیرفتن سرپرستی یک فرزند به آن اهمیت بدهیم.

برای به فرزندی قبول کردن یک کودک علاوه بر اشتیاق و آمادگی زیاد باید صاحب صلاحیت برای نگهداری و رشد و تربیت کودک هم شناخته شوی. بعد از گرفتن یک کودک، تازه زندگی‌ات وارد مرحله ی جدیدی می شود باید کودکت را پرورش دهی، اخلاق‌هایش را بشناسی و با آن خو کنی و نیازبه مهارتهایی برای رشد و تربیت کودک داری تا با صبوری با او تعامل خوب و مفیدی داشته باشی.

نهادینه کردن یک عادت جدید هم همین است باید با آن مثل یک کودکی رفتار کنم که مشتاقانه مسؤلیت سرپرستی او را پذیرفته‌ام و تغییرات خوب و بد و شرایط آسان و دشواری که در برنامه‌ام ایجاد می‌کند به خصوص در اوایل قبول مسؤلیت را بپذیرم و مرحله به مرحله آن را با صبوری پشت سر بگذارم تا به ثمر برسد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *