تنفس در هوای ناله‌آلود

اگر جلوی عادت‌های بدمان را نگیریم تا خود گور همراه ما می‌آیند. خیلی وقت‌ها دلم می‌خواهد به هر کسی که رسیدم غر بزنم و از بی‌حوصلگی و خستگی‌ و اوضاع بد بگویم. پیازداغ هر چیزی را زیاد کنم و تا می‌توانم بکوبم توی سر هر چیزی. ولی در نهایت، می‌بینم که در صحبت کردن مراقبم تا اینگونه نباشم. چون این کار نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه انرژی‌بر است و بیشتر فرسوده‌مان می‌کند. نمی‌گویم این احساسات‌مان را سرکوب کنیم، به آنها آگاه باشیم و درک‌شان کنیم ولی به هر کسی که رسیدیم جار نزنیم.

بدی یک رفتار بد این است که می‌تواند به یک عادت بد تبدیل شود. یکبار که انجامش دادیم قبحش برایمان می‌ریزد و میل به تکرارش پیدا می‌کنیم. من می‌ترسم که در سن‌های بالاتر هم عادت‌های بدم را تکرار کنم. مثلاً یک نفر در بیست سالگی، به علت شرایط دشوار ناله کند، و مثلا در سی‌وپنج یا پنجاه سالگی هم موضوعی برای ناله پیدا کند و نگذارد پرچم این خصلت‌ش روی زمین بماند. نمونه‌اش را می‌توانیم در رفتارهای بزرگترهای خانواده یا فامیل که شناخت بیشتری از آنها داریم ببیینیم. اکثراً همچنان عادت‌های ده‌سال پیش‌شان دارند. مگر اینکه آگاه‌تر شده باشند یا تغییری در بینش‌شان ایجاد کرده باشند. خودمان از عادت‌ها و رفتارهایمان آگاه شویم بهتر است یا اینکه بگذاریم گذر زمان ما را به آنها آگاه کند؟ چند سال از عمرمان را برای آن هزینه کنیم خوب است؟

ما در حال‌وهوای فکرها و صحبت‌هایمان می‌مانیم. اگر یکبار ناله کنیم، یک واحد از هوای ناله‌آلود را تنفس می‌کنیم. اگر سه‌بار ناله کنیم، سه‌واحد هوای ناله‌آلود را تنفس می‌کنیم. اگر مدام ناله کنیم، مدام هوای ناله‌آلود را تنفس می‌کنیم و با آن عجین می‌شویم. آن وقت علاوه بر گلبول‌های سفید و قرمز خون، یک گلبول ناله هم به اجزای خون‌مان اضافه می‌شود. وقتی آلوده شدیم، توانایی فکر و اقدام درست را از دست می‌دهیم. فرق این حالت با مُردن چیست؟ از گهواره تا گور اگر ناله نکنی، یا اگر کمترش کنی، اتفاق‌های بهتری در انتظارت خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *