توجه توجه!

ذهنم خیلی شلوغ است. صدای این فکر به آن فکر نمی‌رسد. هر فکری که سر برمی‌آورد، محکوم به فراموشی است. من می‌مانم حیران و سرگردان که چی شد؟ خوشبختانه سرشلوغی‌ام بیشتر از نوع کار و فعالیت‌های مفید است. این ترجمه را تمام کنم، آخ جون، آن انیمیشن را ببینم. این کتاب را تمام کنم، آن مقاله را بخوانم و شروع کنم به نوشتن از آن، اوه، بروم جلوی آینه، درس بعدی زبان را نگاهی بیندازم و برایش مثال و سؤال آماده کنم و … البته که به همه‌شان هم نمی‌رسم. آنهایی که ضروری‌ترند مقدم‌ترند. البته ذهنم همیشه اینقدر شلوغ نیست؛ فقط این چند وقت فشار زیادی رویم بود که دارد کم‌کم سبک می‌شود. ولی دوست دارم دغدغه‌های اینجوری داشته باشم حتی اگر به تمام‌شان نرسم.

برای اینجور چیزها آدم انگیزه دارد که سروسامانی به شرایطش بدهد و تلاشش را بیشتر کند. اما اگر از نوع حرص خوردن‌های بی‌سروته بود یا یک سر کار به فعالیت مفید و دوست‌داشتنی‌ای وصل نبود، حتما دیوانه می‌شدم.

توجه ما جزو ارزشمندترین دارایی‌هایمان است. چه آن را به فردی بدهیم، چه به کاری. کار را که کرد؟ آنکه توجه کرد و تمرکز کرد و زمان گذاشت. اما آیا توجه‌مان را صرف آدم‌ها و کارهای درستی می‌کنیم؟ می‌خواهیم چیزی بخریم همه چیزش را بررسی می‌کنیم که خراب نباشد و کارآمد باشد چون داریم بابتش پول می‌دهیم. ولی توجه‌مان را چه؟ جیرینگی خرج یک مشت شایعات و آدم‌هایی می‌کنیم که هیچ تاثیری روی زندگی‌مان ندارند به جز منحرف کردن‌مان از زندگی. قبل از اینکه توجه‌مان را تقدیم کنیم آیا از خودمان می‌پرسیم به من چه آخه؟

باشد. درباره شبکه‌های اجتماعی هم که دیگر منبر نمی‌روم. هیچی پس. صلوات.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *