تولد نه، تولدهای جدیدم مبارک

ما، یکبار از مادرمان متولد می‌شویم و بارها از خودمان. از مادر که متولد می‌شویم، تمام درد و زحمتش بر عهده اوست، همنیطور نگهداری و رسیدگی‌‌ بهمان نیز. از خودمان اما توی دشواری‌ها متولد می‌شویم؛ همان وقت‌هایی که احساس می‌کنیم استخوان‌هایمان خُرد شده یا روح‌مان را انگار در یک تُنگ جا داده‌اند یا وقت‌هایی که مغزمان آنقدر صدا می‌دهد که انگار تمام گربه‌های گرسنه شهر در آن جمع شده‌اند و با هم دعوا می‌کنند.

وقت وضع حمل نزدیک است؛ متولدکننده، متولدشده و زائو خودمانیم. تفاوت مایِ متولدکننده با مایِ تازه متولدشده در باورها، تصمیم‌ها، درس‌ها و نگرش‌های جدیدی است که از هر موقعیت دشواری می‌گیریم. هم مراقبت و رسیدگی به خودِ قبلی‌مان بر دوش‌مان است و هم به خودِ جدیدمان. هم درد و زحمت‌های فارغ شدن از آدم قبلی‌ هنوز در جان‌مان است و هم شور و اشتیاق برای آدم جدیدی که می‌خواهیم بشویم.

2 thoughts on “تولد نه، تولدهای جدیدم مبارک

  1. این تولد نو هم ترس داره هم لذت. و چه لذتی داره اون وقتی که شوق به ترس می‌چربه و اجازه می‌دیم از نقطۀ امن و امان، از اون رحم گرم و تاریک، بیایم بیرون و عملاً خودمونو در معرض آسیب قرار می‌دیم. می‌دونیم زمین خواهیم خورد ولی بازم ادامه می‌دیم. ترس خنجه می‌کشه ولی باز ادامه می‌دیم. و چه قدر زیباست این ادامه دادن:)
    اصلاً از وقتی که برگشتین و بازم می‌نویسین و باز می‌خونم نوشته‌هاتونو حسابی حال و هوام عوض شده:))

    1. این نوشته‌ات، نوشتهٔ منو کامل کرد. خیلی خوب بیانش کردی.
      ممنونم از این که اینقدر در استفاده از کلمات دست‌ و دلباز هستی. خیلی لطف داری به من. جای کلی خوشحالیه برام دوست خوبم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *