خلاقیت یا سادگی؟ دوراهی دشوار انسان مدرن

این روزها، فیلترشکن جدیدی که نصب کرده‌ام به نظرم جالب آمده است؛ وصل شدنش نه، طراحی‌ و داستانی که در پشت‌ آن است. وقتی که برنامه را باز می‌کنم یک سفینه‌ی کوچک آماده پرواز را می‌بینم. وقتی دکمه‌ی اتصال را می‌زنم، سفینه پرتاب می‌شود. توی فضای کهکشان می‌رود و می‌رود تا روی یک سیاره‌ای فرود می‌آید و یک آدمک، از روی سیاره‌ی جدید برایت دست تکان می‌دهد. حالا می‌توانی کشف کردن را آغاز کنی.

حالا این را عکس گرفته‌ام و ثابت است، ولی توی برنامه به کهکشان واقعی می‌رود و سیاره‌ها و ستاره‌‌ها در حال حرکت‌اند.

ایشان هم که تازه رسیده‌اند. با اینکه بارها از این برنامه استفاده کرده‌ام، اما هنوز هم این نحوه‌ی شروع به کارش برایم جذابیت دارد.

اسم فیلترشکن قبلی‌ای که استفاده می‌کردم، فانوس بود. تصویری از آن به یادم نمانده، ولی داستانش جالب بود. یک چیزی شبیه به این بود که فانوسی روشن می‌شد و می‌توانستی سایت‌ها و خدمات مسدودشده را ببینی. یا الآن راهت به سوی آنها روشن شده. دقیق یادم نمانده ولی چنین چیزی بود.

نمی‌دانم چقدر روی اینها فکر کرده‌اند و نسبت به یک برنامه‌ی ساده چقدر می‌توانند تاثیرگذار باشند، ولی من که حواسم بود. دیدم می‌شود چقدر می‌توان خلاقیت‌ داشت و متمایز بود.

دفعه‌ی آخری که به خلاقیت فکر می‌کردم، دیدم استفاده‌ی بیجا از آن چقدر بد است. از جلوی قنادی رد می‌شدم که سینی‌های بزرگی از زولبیا و بامیه را دیدم. قبلاً زولبیاها فقط زرد بودند، ولی این بار سینی زولبیای سبز و آبی‌رنگ هم خودنمایی می‌کردند. به نظر من اصلاً ترکیب رنگی زیبایی نبود؛ در تصورم زولبیاها باید یک‌دست زرد باشند. مشابهش را در لواشک‌های نسل جدید هم دیده‌ام. حالا رنگ و طعم‌های مختلف هیچ، به شکل گل در آوردن لواشک چه ضرورتی دارد؟ همان شکل ساده‌اش مگر چطور است؟ یا حتی تزئین سالاد به شکل‌‌های مختلف قلب و ببعی و حیوان‌های مختلف. اینجوری خودِ خلاقیت هم معذب است. خلاقیت در خوراکی‌ها در همان حد گل‌ درست کردن با ترپچه کافی است به نظرم. بگذاریم بعضی چیزها به همان شکل ساده‌شان باقی بمانند. گاهی خلاقیت زیباست و گاهی هم زیبایی در سادگیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *