داستان ” من و بورخس”

گاهی در نوشته هایم از خودم سوالی می پرسم تا به آن جواب دهم. به سوالی که روی صفحه می آید راحت تر جواب می دهم  ملاحظه ی هیچ چیزی را نمی کنم و جواب های شفافی می دهم. گاهی سوال ها ادامه دار می شود و کار به جاهای باریک کشیده می شود مثل یک گفتگوی دونفره؛ به صرف نوشتن و به میزبانی صفحه کیبورد.

مثل همین آخرین پرسش و پاسخی که با خودم داشتم  چنان محو سوال و جواب ها بودم که یهو دیدم سوال ها و جواب ها را دارم توی هم می نویسم ( اینتر زدن را بعد از هر سوال و جواب یادم رفته بود) . خارج از نوشتن و بعد از آن سوال  و جواب ها یهو  حسی از کنجکاوی بهم دست داد که اصلا بگذار ببینم کدام یک از این ها من واقعی هستم؟ کسی که سوال ها را می پرسد یا کسی که جواب می دهد؟ روی صفحه همه ی نوشته ها مثل هم بودند. سوال جالبی بود که ذهنم را مشغول کرده بود و بهانه ی خوبی شد تا حافظه ام بخش هایی از یک داستان کوتاه که مدتی قبل آن را خوانده بودم ، یادآوری کند. اسم داستان را سرچ کردم و چندین بار آن را خواندم  این بار آن را جذاب تر از دفعه ی اولی که خوانده بودم یافتم.

جملات زیر از بخشی  از داستان کوتاه ” borgeos and I ”  ، من و بورخس  از نویسنده ی بزرگ و معروف آرژانتینی ” خورخه لوئیس بورخس” است.

آن دیگری، همان که اتفاق ها برای او می افتند، بورخس نام دارد.

بورخس را از نامه ها می شناسم و اسمش را بین نام های اساتید یا در فرهنگ مشاهیر می بینم. اغراق است اگر بگویم رابطه ی خصمانه ای داریم . من زندگی می کنم و به زندگی کردن ادامه می دهم تا شاید بورخس نوشته هایش را طرح ریزی کند و این نوشته ها مرا تصدیق خواهند کرد.

سال ها پیش تلاش کردم تا خودم را از بورخس آزاد کنم . از اساطیر حومه ی شهرها به سراغ بازی هایی از جنس پایان ناپذیری و زمان رفتم. اما اکنون این بازی ها متعلق به بورخس است و من مجبورم چیزهای دیگری را تصور کنم.

نمی دانم این ها را من نوشته ام یا بورخس؟ “

پی نوشت: ترجمه ی آزاد از خودم.

 

2 thoughts on “داستان ” من و بورخس”

  1. یکی از مراحل پیشرفت همین است
    پرسشی را مطرح کنی و پاسخ دهی و باز پرسشی دیگر
    خود را به چالش بکشی و مدام سمت و سوی سوال کننده و پاسخ دهنده را عوض کنی
    در انتها هجم عظیمی از سوال و جوابها را خواهی یافت بی آنکه از نقد شدن بترسی.
    اینگونه است که دیگران نیز در حیطه‌ی قضاوت تو قرار نخواهند گرفت زیرا خود بهتر میدانی که هر کس از دیدگاه خودش به مسائل می نگرد.
    موفق باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *