دریافت حمایت یا یکّه و تنها بودن؟

بعضی از تصمیم‌ها را بنا به تشخیص خودمان یا حتی لجبازانه و سرخودانه می‌گیریم. اینها را باید پایشان بایستیم، کسی مایل به کمک و همراهی نیست. از یک‌سو دشواری انجام تصمیم‌مان و از سوی دیگر یکّه و تنها بودن‌مان آه از نهادمان بلند می‌کند. سخت هست اما در کنارش روی پای خودمان ایستادن، تجربه کردن و تصمیم گرفتن برای دفعات بعد را یاد می‌گیریم. یکی از این تصمیم‌ها اندازه چند واحد درسی برای یادگیری و تجربه به ارمغان می‌آورد. گاهی هم سرشکستگی.

بعضی از تصمیم‌ها هم  انگار نظرسنجی‌اند. به دهان بقیه چشم می‌دوزیم تا بلکه تصمیمی بگیریم. برای گرفتن‌شان به زحمت زیادی نمی‌افتیم. اینجا هم کسی آنقدر مایل به کمک نیست اما یک حضور و دلگرمی‌ای می‌دهند که مایهٔ آرامش خاطرت می‌شوند. اگر به نتیجه نرسیدی هم خبری از سرزنش نیست و خیالت جمع است. خیال جمعی‌اش مثل این است که خودت را از بالا پشت بام پایین بیندازی و بدانی که دستی هست که بگیردت. البته اگر ناقلاها جاخالی ندهند! بدی‌اش این است که هیچ اثری از خودت، اراده و اشتیاق‌ات در تصمیم‌ات نیست؛ این یک تصمیم همگانی است و نتیجه‌ای حداکثر معمولی به دستت می‌دهد.

موافق هیچ کدام از اینها به عنوان یک سبک زندگی نیستم. راهِ میانه‌تر بهتر است. راهی که از میان این دو عبور کند. تویش مشورت گرفتن باشد، تحقیق و فکر باشد، اراده و خواسته‌های خودمان هم اعمال شود. فکر می‌کنم این بیشتر تصمیم هایمان را جواب باشد. اما ناکام هم از دنیا نرویم و یکی یک گونه از این تصمیم‌ها هم داشته باشیم. تجربه‌ و درسی است برای خودش و برای ادامهٔ غنی‌تر مسیرمان لازم می‌شود.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *