دریچه‌ای به سوی ساده‌ترین، خلاقانه‌ترین و صادق‌ترین دنیاها

نمی‌دانم چرا چشم همه‌مان به آدم‌های هم‌سن یا بزرگتر از خودمان است. آنها را جدی‌تر می‌گیریم و به نظرمان مطرح‌تر می‌آیند. گفتم مطرح‌تر و نه لزوما خوب. ولی از کوچکترها غافلیم. فکر می‌کنیم چون کوچکتر از ما هستند، هنوز توی دنیای بچه‌گانه‌شان هستند. البته در ایام دور، این پیش‌فرض ذهنی خودم بود.

اما حالا که کمی با بچه‌ها سروکار دارم و دارم بهشان زبان درس می‌دهم، فهمیده‌ام که اگر نتوانیم تحت تاثیر بچه‌ها(یا نوجوان‌ها، یا کمتر جوان‌ها) قرار بگیریم، تقصیر خودمان است که نتوانسته‌ایم وارد دنیایشان شویم. شانس بزرگی را هم از دست می‌دهیم. دنیای بچه‌ها ساده‌ترین، خلاقانه‌ترین و صادق‌ترین دنیاهاست. برای ما مهم است که بدانیم در حوالی‌مان چنین دنیاهایی نیز وجود دارد. یکبار که وارد دنیایشان شویم، بخشی از آن تا همیشه با ما می‌ماند.

من خوش‌شانسم؛ چون می‌توانم وارد دنیای کودکان شوم. البته شاید هنوز خودم جزو گروه کودکان به حساب بیاییم و خب، کودکان همدیگر را خوب درک می‌کنند. اگر تو هم کنجکاو دنیایمان هستی، گوش‌ات را نزدیک‌ بیاور تا یک راز مهم را بهت بگویم.

کلید ورود به دنیای ما، توجه کردن و همراه شدن با تخیل‌هایمان است. شما آدم بزرگ‌ها خیلی بزرگ‌ و جدی هستید و حرف‌های گنده گنده هم می‌زنید که ما نمی‌توانیم از خیلی‌هایشان سر در بیاوریم. حالا ما یک الف بچه در برابر شما، چه می‌توانیم بگوییم یا انجام دهیم تا چشم‌تان را بگیرد؟ تازه، اگر شانس بیاوریم مسخره نشویم یا ما را به خاطر خرابکاری‌هایمان دعوا نکنید یا بهمان نگویید دست و پا چلفتی. بعد انتظار دارید ما بقیه دنیایمان را برایتان رو کنیم؟ نه، واقعا انتظار دارید؟

تخیل‌ ما مثل آبنبات‌های چوبی، خوشمزه، شیرین و رنگارنگ است. لطفا هی به آبنبات‌هایمان نخندید و رویشان عیب و ایراد نگذارید. اگر نمی‌دانید، آن قوت غالب ماست. اگر می‌توانید با تخیل‌مان همراه شوید و چه بهتر اگر چیزی داشته باشید که به آن اضافه کنید. اینگونه همیشه منتظرتان می‌مانم تا آبنبات‌هایم را با شما تقسیم کنم.

 

 

 

 

 

 

 

2 thoughts on “دریچه‌ای به سوی ساده‌ترین، خلاقانه‌ترین و صادق‌ترین دنیاها

  1. آیییییی زهرا این متن چقدر خوشمزه بود !!!
    مخصوصن اون قسمتی که از “آن‌ها” یعنی بچه‌ها
    میشید “ما” یعنی خودت هم میری توی دسته‌شون..

    پی‌نوشت:
    و من هنوز آبنبات چوبی می‌خرم. از اون گردای رنگی که طرح پیچ‌پیچکی داره

    1. الهام واقعا دنیاشون یا دنیامون:) قشنگه. حتما یه وقتی رو با بچه‌ها بگذرون.
      تو از من بچه‌تری که! من چند سالیه میلم به شیرینی‌جات رو از دست دادم و دیگه اون حس قبلنا رو به آبنبات‌ها ندارم:( ولی حتما یه بار از اونا می‌گیرم ببینم چجوریه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *