سنگ‌جنگ؛ کلمهٔ دوست‌دشتنی این روزهایم

داشتم بهش می‌گفتم گوشواره سنگ‌جنگ خوبی است. نگاهی کرد و گفت چیه؟ گفتم اممم سنگ‌جنگه. خودم هم فهمیدم هنوز این کلمهٔ به گوشش نخورده. می‌خواستم ببینم چقدر کنجکاوش می‌شود و اصلا برایش جالب هست یا نه. گفتم یعنی کار محکمی است. اسمش رویش است؛ با سنگ می‌جنگد و آن را حریف است.

سنگ‌جنگ از حرف‌های مامان بابایم توی ذهن ناخودآگاهم بود و برای اولین بار استفاده‌اش کردم. تازگی‌ها کلماتی که تصویرشان در ذهنم نقش می‌بندند را دوست دارم. ذهنم با خواندن‌شان یک آخیش، خیر ببینی دختر می‌گوید. گاهی کلمات و عبارت‌های جدید می‌توانند تنوع و سرزندگی را به روزها و روابط‌مان بیاورند. قید کلاس‌ملاس را بزنیم و به جای کلمات و عبارت‌های انگلیسی، عبارت‌های زیبا و حس‌دار را از این‌سو و آن‌سو بدزدیم‌ و کیف‌شان را ببریم و به دیگران هم هدیه دهیم. افراد اگر آگاهانه نه، حتما توی ناخودآگاه‌شان بابت حس جدید حرف‌هایمان یک آخیش، خیر ببینی می‌گویند.

2 thoughts on “سنگ‌جنگ؛ کلمهٔ دوست‌دشتنی این روزهایم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *