صدای آدم‌ها از میان نوشته‌هایشان خوش‌تر است

«دیوارهایی که برای محافظت از خودمان در برابر آسیب‌ها بنا می‌کنیم، همان دیوارهایی هستند که نمی‌گذارند به درستی شنیده‌ شویم.»

قسمت زیادی از این جمله برایم سنگین و تخصصی است اما معجزهٔ نوشتن را می‌شناسم که کمک می‌کند تا به‌ درستی  شنیده‌ شویم. دیوارها همان احتیاط‌هایی هست که می‌کنیم تا غیرعادی جلوه نکنیم، همان تلاش‌هایی است که می‌کنیم تا تصویر قهرمانانه‌ و بدون خط‌ و خش‌مان را بچپانیم در ذهن بقیه. در پشتِ این دیوارها جایش امن است. چیزی تهدیدش نمی‌کند و گزندی بهش نمی‌رسد. از میان دیوارها رفت‌وآمد می‌کند. آسه می‌آید و آسه می‌رود.

هر نوشته، حائلی را از پیش رویمان بر می‌دارد و حقیقتی از ما را پیش رویمان می‌گذارد. با نوشتن، شروع می‌کنیم به دیدن دیوارهایی که دور و برمان بنا کرده‌ایم. کسی دوست ندارد دیواری جلوی دیدش را بگیرد. آدمی کنجکاو است می‌خواهد آن‌سوترها را ببیند و کشف کند. باید دل بکند از دیوار. هر نوشته‌ای جلوتر می‌رود و برهنه‌تر می‌شود. تا حالا دیوارها بودند که او را می‌پوشاندند.

حالا دست از تلاش‌ها و احتیاط‌هایش برای همه‌چیزتمام ‌ به نظر رسیدن بر می‌دارد. شروع می‌کند به در آغوش گرفتن خودش و تمام نقاط قوت و ضعفش. آنها را می‌پذیرد، دیگر پنهان‌شان نمی‌کند. می‌پذیرد و برای بهتر شدنشان تلاش می‌کند.  دیگر از جانب آنها احساس ضعف نمی‌کند. یک پذیرش و شناخت از خود، می‌ارزد به تمامی آن دیوارها. این کار او را به قهرمان زندگی خودش تبدیل می‌کند و چه زیباست سرودن داستان قهرمانی خودمان!

اشتراک‌گذاری نوشته‌هایمان با دیگران قدرت نهایی‌مان است. به ندرت در گفتگوهایمان عمیق‌ترین حرف‌هایمان را به هم می‌زنیم. اصلا در یک لحظه نمی‌توانیم عمیق‌ترین حرف‌هایمان را استخراج کنیم.

اینگونه است که صدای آدم‌ها از میان نوشته‌هایشان خوش‌تر است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *