قضیه مدال طلا کنسل شد

دیروز باز هم توی اون جمع چهارنفره‌ای بودم که دفعهٔ قبل، اون حرکت تاثیرگذار رو انجام دادم و سه ساعت تمام ماسکم رو در نیاوردم و آبمیوه‌م رو هم نخوردم. همونی که گفتم بابتش بهم مدال طلا بدید. چیزه… اون مدال طلا کنسله فکر کنم؛ چون این دفعه نتونستم دربرابر بستنی مقاومت کنم و در حد خوردن یه بستنی ماسکم رو درآوردم. به‌خدا خود بستنی زیاد اصرار کرد وگرنه من که خیلی سفت و سخت پای آرمان‌هام می‌ایستم. پس یه بستنی ناراحت می‌شد خوب بود؟ دلش رو می‌شکستم خوب بود؟ مسلمون‌اید شماها؟ عاطفه دارید؟

 

 

4 thoughts on “قضیه مدال طلا کنسل شد

  1. میگن شیطان از همین یه بار ها وارد میشه
    میگه یه بار در بیار بستنی بخور
    یه بار دربیار آبمیوه بخور
    یه بار بچه فامیل رو بوسش کن
    بعد میگه حالا امروز رو نزن ولی جا هاش شلوغ نرو و دست به صورتت نزن
    بعدش میگه این چیه دیگه نمیزاره نفس بکشی اصلا نزن دیگه تموم شد همه چی
    ولی شما باید ایمانتون قوی باشه و مقاومت کنید
    اولش سخته ولی بعدش عادی میشه براتون
    شما و خودم رو به تقوا و عمل صالح تشویق میکنم باشد که رستگار شوید

    1. بله بله. حق با شماست. حالا من فقط یه بار ایمانم از کف برفته، که همونم اومدم زود اینجا گفتم که یه وقت به اون ایمان آبمیوه‌ایم مغرور نمونم. تازه، بینی شیطان رو هم به خاک مالیدم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *