لک‌لک‌ها؛ اسوه‌ی سکوت و صبر و سرعت

داشتیم از تلویزیون مستندی را درباره‌ی لک‌لک‌ها و ماهی‌ها می‌دیدیم. به نظرم بی‌هیجان می‌آمد ولی با دیدن دقت مامانم در نگاه کردن‌شان من هم سعی کردم دقت و توجهش را تقلید کنم. نگاهِ باتوجهم به تلویزیون بود اما ذهنم جاهای دیگر. حتی اسم‌شان را هم دقیق نفهمیدم. از روی پاها و منقارهای بلندشان، و اینکه نزدیک آب بودند و ماهی شکار می‌کردند حدس می‌زنم لک‌لک بودند. از آنجایی متوجه‌شان شدم که راوی می‌گفت سکوت، صبر و سرعت برگ برنده‌ی آنها در شکار ماهیان است. در سکوت در نقطه‌ای می‌ایستند، تمرکز می‌کنند و ناگهان به سرعت طعمه‌شان را می‌قاپند. دنیایشان به نظرم قشنگ آمد. یک هوشمندی در آنها هست تا کارشان را پیش ببرند.

خودِ ما، بعضی جاها سکوت کردن کارمان را راه می‌اندازد اما بلدش نیستیم، صبر کردن تا نتیجه گرفتن را طاقت نمی‌آوریم و جایی که لازم باشد سریع باشیم، برعکس کند هستیم. می‌دانیم که خیلی جاها مفید هستند اما باز هم از انجام‌شان عاجزیم. حالا همین را لک‌لک‌ها را به طور ذاتی بلدند و کیفش را می‌برند. به نظرم هر حیوانی می‌تواند در زمینه‌‌ای الهام‌بخش‌مان باشد. به شرط اینکه بشناسیم‌شان.

خوشبختانه اخیراً دانستن جزئیات زندگی حیوانات برایم اهمیت یافته است. به دیدن‌ها و خواندن‌ها و شنیدن‌هایم از آنها واکنش نشان می‌دهم. خوشحالم از این بابت و این می‌تواند یکی از پیشرفت‌های زندگی‌ام محسوب شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *