همینطوری یهویی…

همینطوری یهویی داشتم دفترچه یادداشتم رو ورق می‌زدم چشمم به نوشته‌هایی خورد که یادم نمونده بود کی و کجا نوشته بودم‌شون. اگر خط خودم نبود باور نمی‌کردم خودم نوشته باشم‌شون. گفتم اینجا هم بنویسم‌.

۱-‌ وقتی یه طعمی رو دوست داریم، مثلا طعم یه شکلاتی رو، اون رو بیشتر توی دهن‌مون نگهش می‌داریم فوری نمی‌بلعیم‌اش تا مزه‌ش خوب بره زیر دندون‌مون. وقتی یه موضوعی رو دوست داشته باشیم بیشتر درباره‌ش خیال‌پردازی می‌کنیم، می‌تونیم بیشتر درباره‌ش بخونیم و بیشتر بنویسیم.

۲-‌ بزرگی آدمایی که می‌شناسیم به احساسی هست که در کنارشون و براشون داریم؛ به دلتنگی‌ای که براشون داریم.

۳-‌ اتفاقای بزرگ رو باید همراهی کرد با آنچه که از دست‌مون برمیاد؛ با گریه کردن، با خندیدن و با نشان دادن احساسات‌مون.

۴-‌ نیازی به جلو زدن از بقیه ندارم فقط باید فکرم از عملم؛ امیدم از واقعیت و فکر کردنم از حرف‌ زدنم جلوتر باشه.