چرا با گوگل رودربایستی داریم؟

نقل‌قولی از ویلا کاتر را خواندم و رفتم توی گوگل درباره‌اش سرچ کنم. به انگلیسی سرچ‌اش کردم. اسم چند تا از کتاب‌هایش، تاریخ تولد و مرگش، صفحه ویکیپدیا و گودریدز بالا آمدند. یک نگاه کلی بهشان انداختم که چشمم به بخش پرسش‌های دیگری که افراد داشته‌اند هم افتاد. اولش گذری از آن رد شدم، اما نکته‌ای به ذهنم رسید. بگذار ببینم انگلیسی‌زبان‌ها درباره شخصیت‌های معروف‌شان چه نوع پرسش‌ها و کنجکاوی‌هایی دارند؟

سؤالات بقیه اینها بود: ویلا کاتر بیشتر از همه برای چه اثری معروف شده؟ چرا ویلا کاتر فرد مهمیه؟ سبک نوشتن ویلا کاتر چیه؟ ویلا کارتر هرگز ازدواج کرد؟ چرا ویلا کاتر در وبراسکا زندگی می‌کرده؟ چه کسی الهام‌بخش ویلا کاتر بوده؟

خود من هیچ وقت چنین سؤالاتی درباره یک فرد به ذهنم نرسیده که از گوگل بپرسم. ذهنم تا حالا نتونسته اینقدر فراتر بره که کنجکاو بشم چه کسی الهام‌بخش یه فرد برجسته بوده؟ یا بیشتر درباره آثارش اطلاعات جمع کنم. جستجوهایم همیشه مختصر مفید بوده. چرا با گوگل رودربایستی داریم و بیشتر ازش نمی‌خوایم؟ می‌ترسیم متوجه ناآگاهی‌مون بشه؟ با اولین جوابی که ازش بگیریم، بهش میگیم ممنون همین کافیه. ما لازم نداریم، باشه برای خودتون لازم‌تون میشه. اگر حوصله‌مان کم است، چرا کم است؟ اگر پرسش‌های بزرگتری نداریم، چرا نداریم؟ واقعا چرا نداریم؟

این سؤالات را مقایسه کردم با سؤالاتی که خودمان درباره شخصیت‌های برجسته داریم. اول از همه سن‌اش را سرچ می‌کنیم، بعد ازدواج کردن یا نکردنش را، بعد عکس‌هایش با همسرش را، بعد دانلود رایگان پی‌دی‌اف کتابش را و اینستاگرامش را. توی سرچ‌های فارسی از دیدن سرچ‌هایی که افراد کرده‌اند زیاد متعجب شده‌ام. در سرچ‌های انگلیسی هم زیاد متعجب شده‌ام، اما این کجا و آن کجا.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *