چرا برکت از گفتگوهایمان رفته است؟

چرا اینقدر برکت از گفتگوهایمان رفته است؟ چرا بی‌حوصله به هم گوش می‌کنیم؟ در این چند هفته، چند رفتار خوب در گفتگو دیدم که در این اوضاع حتی جای جشن گرفتن هم دارند.

مستمع خوب سرذوق آورد صاحب سخن را. مشتاقانه گوش کنیم. به هر حال که وقت‌مان را می‌گذاریم پای صحبتی، پس چرا به آن دل ندهیم؟ فقط از سر رفع تکلیف اوهوم اوهوم گفتن و سرتکان دادن که اسمش گوش کردن نیست. کمی به گوش کردن‌هایمان دل بدهیم، جدی بگیریم شاید از آن صحبت‌ها جرقه‌ای در ذهن‌مان بخورد. سؤالی، ایده‌ای متولد شود. از حس خوبی که به صاحب‌ سخن می‌دهیم که بگذریم.

یک گفتگو اگر گفتگوی خوبی باشد، وسطش هی سروگوش‌مان نجنبد، توی ذهن‌مان نگوییم اَه اینها چیه داره میگه، سؤال‌های سازنده بپرسیم و نه تخریبی، تیکه نیندازیم، دیوار را نگاه نکنیم و حوصله بگذاریم و با گوینده ارتباط برقرار کنیم، حتما حتما به جاهای خوبی می‌رسد. اتفاقا این گفتگوها خیلی هم چیزی هستند؛ نکته‌ای از آن می‌گیری، سؤالی می‌پرسی اطلاعات بیشتری می‌گیری و در آخر، دست پر از گفتگو خارج می‌شوی.

یک گفتگوی خوب ما را به یک ایستگاهی در مقصدمان می‌رساند. گفتگویی که به هر دلیل به انحراف کشیده شود ما را وسط راه رها می‌کند.حتی از گفتگوهای بی‌ربط هم می‌توانیم دست‌پر خارج شویم، دیگر حساب کن گفتگوهای باربط را.

به تعداد گفتگوهایی که جدی نمی‌گیریم‌شان، فرصتی را از دست می‌دهیم. چه فرصتی را؟ نمی‌دانم، همانی که قرار بود از میان گفتگویمان متولدش کنیم.

2 thoughts on “چرا برکت از گفتگوهایمان رفته است؟

    1. ممنونم از همراهی‌تون. این برای من جای بسی خوشحالیه و به نوشتن دلگرم‌تر میشم.
      بله متاسفانه حدود یک ماهی خراب بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *