چشم‌ها را باید شُست، زباله‌ها را جور دیگر باید دید …

امروز مستندی* را دیدم دربارهٔ اینکه چگونه از همین بطری‌های شیشه‌ای که دور می‌اندازیم‌شان چه پیشخان‌های زیبایی برای آشپزخانه می‌سازند یا چگونه از یخچال‌های خراب مواد مورد نیاز برای ساخت دست مصنوعی برای کودکان را تهیه می‌کنند، آن هم دست مصنوعی‌ای به قیمت سی دلار که قیمت انواع دیگر آن در بازار سی هزار دلار است، یا اینکه چگونه باتری‌های قلمی‌ای که عمر خود را کرده‌اند را تبدیل به مواد معدنی موردنیاز برای رشد ذرت‌ها می‌کنند. و بابت دیدن این شگفتی‌ها و امکانپذیری‌ها از چشمانم سپاسگذارم.

-خواهش میشه! ولی املای سپاسگذار رو اشتباه نوشتی و شکل درستش «سپاسگزار» هست.
+آهان، باز هم سپاسگزارم.

تا قبل از این فکر می‌کردم سرنوشت شوم‌ زباله‌ها این است که سوزانده، دفن یا غرق شوند و کلی آلودگی به آب و خاک و هوا وارد کنند. اما افرادی هستند که به این زباله‌ها نگاه کرده‌اند و پیچش مو دیده‌اند. نمی‌دانم چگونه به فکرشان رسیده است که این زباله‌ها را پس از طی فرایندهایی و اضافه و کم کردن چیزهایی از آن به یک محصول کاربردی تبدیل کنند. شیشه‌ها را خرد و بعد خمیرش کردند و چیزهایی هم به آن اضافه کردند، بعدش آن را در قالبی به شکل پیشخان ریختند و پس از خشک شدن با بتونه حفره‌های آن را پر کرده و بعد با سمباده سطح آن را صاف کردند. حالا پیشخان آشپزخانه آماده است، یک شیر آب در وسطش بگذارید و از ظرف شستن لذت ببرید.

امروز فهمیدم حتی نگاه‌مان به زباله‌ها نیز نازیبا و ناکامل است، چون هر شش نفرِ منهای یکی که این مستند را می‌دیدیم، آن یک نفر سرش توی گوشی بود، این تبدیل زباله‌ها را جدید و شگفت‌انگیز یافتیم. زباله‌ها را زباله دیدن، توهین به آنها است. حالا حتما نباید خودمان دست به بازیافت زباله‌های سطل آشغال‌مان و ساختن چیزهای جدید بزنیم، همین که بدانیم زباله، زباله نیست کافی است.

فکر می‌کنم این نگرش کمک می‌کند تا در اوقات تنبلی، خستگی، بی‌حوصلگی و این حالت‌های منفیِ دوست‌نداشتنی که اگر به ما باشد می‌‌خواهیم دور بیندازیم‌شان، به دنبال چیزهای تازه‌ای باشیم. گاهی از دل همین بی‌حوصلگی‌ها و تنبلی‌هایمان ایده‌های درخشان یا تصمیم‌های محکمی بر می‌خیزد. آنها را جدی بگیریم شاید مس درون‌مان را تبدیل به طلا کردند.

پی‌نوشت: نام این مستند «تخریب برای ساختن» است که از تلویزیون و احتمالا از شبکه مستند پخش شد. به شبکه‌اش دقت نکردم.

2 thoughts on “چشم‌ها را باید شُست، زباله‌ها را جور دیگر باید دید …

  1. معرفی کتاب خوب به کتاب خوان حرفه ای واقعاکاری دشوار است. نه می دانی که چه بنویسی و نه می دانی که چطور کتاب را معرفی کنی؛ اما عادت اصلی ام این است که به کتاب خوان هایی که وبلاگشان را میخوانم هر از چند گاهی کتابی معرفی کنم و این بارهم با معرفی کتاب طاعون از آلبر کامو آمده ام و نوشته مدیر سایت رمان۹۸ را برایش میگذارم:
    درباره‌ی طاعون:

    کتاب طاعون، یکی از آثار ادبی برجسته‌ی جهان و اثری فلسفی از آلبر کامو است.
    این کتاب رویدادهای عجیبی را گزارش می‌دهد که توصیف جامعه‌ای است بی‌هدف‌ و بیهوده‌، که هیچ تعادلی ندارد.
    در این کتاب، کامو ما را به سفری در درون بسیاری از شخصیت‌های داستان که در شهر اوران وجود دارند، می‌برد و طاعون همان رویداد عجیب شهر اوران است.
    با آنکه بیش از نیم سده از انتشار کتاب طاعون می‌گذرد؛ همچنان اهمیت خود را حفظ کردہ است.
    ماجرای رمان «طاعون» که راوی آن تقریباً تا پایان کتاب خود را معرفی نمی‌کند، در شهری به نام «اران» اتفاق می‌افتد و بسیار شبیه کرونای ایران است
    این کتاب درباره شهری است که سراسر آن را بیماری طاعون فرا می‌گیرد.
    کامو در این رمان به بررسی حالات و روحیات افراد در زمان‌های مختلف این دوره پرداخته است.
    حس همدلی، وحشیگری، عذاب وجدان و…. در یک بلای همگانی.
    کامو در مورد این رمانش در نامه‌ای به رولان بارت می‌نویسد که در مقایسه با رمان «بیگانه»، «طاعون» بی گفت‌وگو است از سرکشی انفرادی به جهان اجتماعی؛
    اجتماعی که باید در مبارزه‌هایش شرکت کرد.
    اگر از «بیگانه» تا «طاعون» راهی در راستای تحول باشد، این تحول در جهان همبستگی و مشارکت است.
    آلبر کامو (Alber Camus) یکی از فلاسفهٔ بزرگ قرن بیستم و از جمله نویسندگان مشهور و خالق کتاب بیگانه است.
    در سال ۱۹۵۷ به خاطر اینکه با صمیمیت روشن‌بینانه‌اش مسئله‌ی وجدان انسان در عصر حاضر را آشکار ساخته است و ارزش‌آفرینی حائز اهمیتی در ادبیات ایجاد کرده است، جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کرد.
    او در دانشگاه الجزیره تحصیل کرد و تا پیش از آنکه در سال ۱۹۳۰ گرفتار بیماری سل شود دروازبان تیم فوتبال این دانشگاه بود.
    آلبر کامو نویسنده، روزنامه‌نگار و فیلسوف مشهور قرن بیستم است که عقایدش منجر به وجود‌آمدن فلسفه‌ی هیچ‌انگاری شده است.
    او در مقاله انسان طاغی اذعان داشته که تمام عمر خود را صرف مقابله با پوچ‌گرایی کرده است و معتقد به آزادی‌های فردی است.”
    لینک دانلود:
    https://dglink.ir/kMQ2
    توجه: لینک کوتاه شده دانلود را اگر در دانلود منیجر ها کپی کنید کار نمی کند. ابتدا لینک را توی مرورگر خود کپی کرده و سپس با وارد شدن به سایت کوتاه کننده بر روی دکمه” برای ادامه اینجا کلیک کنید” را بزنید و سپس پس از پنج ثانیه صبر روی دکمه” دریافت لینک” ضربه زده تا در گوگل کروم دانلود شود و اگر هم از دانلود منیجر استفاده میکنید میتوانید لینک را کپی کنید.

    1. سلام. من کتابخوان حرفه‌ای نیستم!
      البته که شما از روی لطف من رو کتابخوان نامیدید، ولی این عادت معرفی کتاب‌ها به وبلاگ‌هایی که می‌خونید برای من خیلی جالب هست. این اولین پیشنهاد خواندن کتابی هست که در وبلاگم دریافت کرده‌ام و برایم ارزشمند است. این کتاب رو هم تا حالا نخوانده‌ام. ممنونم از این پیشنهاد و رسم زیبایی که دارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *