چند ایده برای ترک منطقه آسایش

یک نفر کامنت جالبی در زیر یکی از پست‌های مدیوم که درباره «هیچ چیز در درون منطقه آسایش رشد نمی‌کند» بود، گذاشته بود. گفته بود: «اینطور نیست. وزنم در درون منطقه آسایشم رشد می‌کند.» نویسنده مقاله هم به بهانه همین کامنت، مقاله جدیدی نوشته و می‌گوید برای بیرون رفتن از منطقه آسایش‌مان حتما نباید کاری را انجام دهیم که دنیا را تکان دهد. همین که هر روز کمی رشد کنیم کافی است. مثل همان دوچرخه‌سواری، که اگر پا نزنی می‌افتی.

این کار کوچک می‌تواند یادگرفتن یک لغت جدید، درست کردن یک غذای متفاوت، انجام یک سرگرمی یا ورزش جدید، یک دوستی جدید، تلاش برای گرفتن ترفیع شغلی، پوشیدن لباسی به رنگ متفاوت، مطالعه درباره یک فرهنگ جدید، انجام کاری که همواره درباره‌ش می‌ترسیدی و … باشد. اگر در اینگونه چیزها هر روز اندکی رشد نداشته باشیم در چیزهای دیگری مثل همان اضافه‌وزن، تنبلی، اضافه‌تر شدن بر ترس‌ها و مقاومت‌مان نسبت به انجام دادن کاری و … رشد خواهیم داشت.

یک ایده از من: چند وقت قبل داشتم به این فکر می‌کردم که چقدر خوب است یک تقویم میلادی با تمام مناسبت‌هایش پیدا کنم و سعی کنم درباره مناسبت‌های کوچک و بزرگش اطلاعات جمع کنم. مثلا بدانم فلسفه پشت فلان جشن‌شان از کجا آمده، چه روزهایی را گرامی می‌دارند، چه چیزهایی برایشان مهم است و …. با خواندن این پست در مدیوم در این کار مصمم‌تر شدم.

ایده دیگرم هم این است که سعی کنم چند جغرافیا انتخاب کنم و شعرهایشان را بخوانم. مثلا حال‌وهوای شعرهای آفریقا چگونه است؟ یا شرق آسیا؟ یا کشورهای عربی؟ یا…

4 thoughts on “چند ایده برای ترک منطقه آسایش

  1. به نظرم رشد و یادگیری و… چیزهای خوبی است اما به چیزهای دیگری هم احتیاج دارد تا انگیزه رشد و یادگیری حفظ شود.
    ورزش هم می‌گویند خوب است اما چون خوب است همه انجام می‌دهند؟

    1. سلام درباره انگیزه فکر می‌کنم با اقدام کردن و کمی جلو رفتن انگیزه‌های بیشتری پیدا می‌کنیم. مثلا انگیزه دو سال بعد من باید جدی‌تر و معنادارتر از الان باشه و منو سمت کار بزرگتری هدایت کنه. مهم، شروع کردن از همین کارهای کوچک و مداوم هست تا ببینیم بعد چی پیش میاد.

      درباره ورزش هم ما نمی‌تونیم همه کارهای خوب توی دنیا رو انجام بدیم. بسته به نیازها و اولویت‌هامون سراغ برخی‌شون میریم و تو همونا خوب می‌شیم. من به سلامتیم اهمیت میدم ولی ورزشکار نیستم و دغدغه‌م نیست. مسیرهایی که بتونم پیاده برم رو پیاده میرم. گاهی اوقات بین آسانسور و راه‌پله، راه‌پله رو انتخاب می‌کنم. شاید اگر یک بازیگر، خواننده یا مدل بودم، ورزش اولین اولویتم می‌شد.

  2. منطقه ارامش
    دوست داشتم
    خيلي راحتي خوب نيست چون رشدي صورت نمي گيره .
    ولي ميشه كارهايي رو
    روتين انجام داد.ورزش .يادگيري زبان .ديدن فيلم .گوش دادن موسيقي .مطالعه روزانه .
    واينكه داشتن رويا ويك هدف كه روزات طبق اون هدف تنظيم كني .
    مرسي ازمطالب پربارتون .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *