کتاب‌ها؛ پاتوقی برای دیدار با نابغه‌ها

در داستان کوتاه شرط‌بندی، نوشتهٔ آنتوان چخوف، شخصیت اصلی داستان که یک‌عالمه کتاب‌ خوانده است، این نظر را دارد:

«نابغه‌ها، از هر سن و از هر سرزمین، با زبان‌های مختلفی صحبت می‌کنند، اما شعله‌های یکسانی در همهٔ آنها می‌سوزد. آه، اگر می‌دانستید حالا که روح من قادر به درک آن زبان‌هاست، از چه لذت ملکوتی‌ای سرشار است.»

آره چخوف جان. من هم باهات موافقم. بی‌شک، بدون کتاب‌ها، خلأ بزرگی را درون‌مان احساس می‌کردیم. در دنیای کوچکی زندگی می‌کردیم، حصارهای بیشتری اطراف روح‌مان احساس می‌کردیم، قلب‌های کمتری را لمس می‌کردیم، شعله‌ی اشتیاق‌مان خاموش بود و زندگی هم ملال‌آورتر.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *