یک روز کافی خواهی بود

-کتاب خوندن رو دوست دارم؛ چون مثل یه گردابی می‌مونه که چند روزی آدم رو غرق خودش می‌کنه.

-یک روز کافی خواهی بود

برای تمام افکار زیاده‌خواهت کافی خواهی بود

برای خواسته‌هایت، برای خودت و برای همگان کافی خواهی بود.

-دغدغه‌ی چه را داری؟ آفرین. دریاب‌شان. آنها راه‌بلدت هستند.

-ببین داری استعدادت را با چه کسی در میان می‌گذاری. بیشتر افراد سرکوبگرند، حتی خودت هم می‌توانی جزو همان بیشتر افراد باشی.

-نوشتن، یک سفر ماجراجویانه‌ی دونفره است؛ خودم به همراه خودم.

-زندگی بیشتر از آن که دست خودمان باشد دست شرایط است. ولی اگر همان یک تکه‌ای که دست‌مان بهش می‌رسد را آباد کنیم، باقی‌اش نیز تحمل‌پذیر می‌شود.

پی‌نوشت: از میان آزاد‌نویسی‌های اخیرم.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *