قدرت برنامه ریزی

برنامه ریزی  قرار است تا به ما کمک کند تا روند کارهایمان را بهتر پیگیری کنیم  و کارهای هدفمند انجام دهیم. نه اینکه یک لیست بلند بالایی از همه ی کارهای عقب افتاده و خواسته های ما باشد که بخواهیم با چوب جادویی برنامه ریزی کردن  به یکباره آنها را به انجام برسانیم. این به معنای دست کم گرفتن اهمیت برنامه ریزی نیست فقط از آن طرف ماجرا که خودمان هستیم غافل می شویم که باید این برنامه را اجرا در آوریم تا مثل آن جمله ای نشود که ما در برنامه ریزی کردن بسیار سخت گیر ولی در اجرا تنبل هستیم. سخت گیری در نوشتن برنامه باعث می شود تا عطای آن را به لقایش ببخشیم و تجربه ی ناموفق دیگری در اجرای برنامه  هایمان به جا بگذاریم.

 

جف اولسون در کتاب برتری خفیف  نکته ی خوبی را برای برنامه ریزی بیان کرده است :” برنامه ای که با آن کارتان را آغاز می کنید برنامه ای نیست که شما را به هدف تان می رساند.”  نکته ای که به اهمیت یک برنامه ی مناسب برای شروع تاکید دارد؛ برنامه ی اولیه ای  که نه تنها هوشمندانه نیست بلکه قطعا قرار نیست ما را به هدف مان برساند فقط باعث می شود کارمان را آغاز کنیم.

یک برنامه ی قابل اجرا گامی درجهت  تقویت عمل گرایی از طریق شروع کردن و مقابله با کمال گرایی نیز می تواند باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *