جهان ما به اندازه تعداد افرادی که می‌شناسیم پهناور است

صحبت از سیاست می‌شود بحث خانواده شوهرش را وسط می‌کشد، صحبت از برقراری ارتباط می‌شود بحث خانواده شوهرش را وسط می‌کشد، صحبت از اقتصاد و فرهنگ و هنر و ورزش و موجودات فضایی و اتم‌ها و مولکول‌ها و انرژی هسته‌ای و جنگ جهانی دوم و ... می‌شود هم پای خانواده…

نوشته‌های یهویی

نوشته‌ای از شاهین کلانتری را می‌خواندم که به سرم زد چندبار در روز سایتم را باز کنم و فقط یک جمله در آن بنویسم. هر چیزی که به ذهنم رسید. هنوز نمی‌دانم قرار است از چه چیزهایی بنویسم. می‌روم تا کشف کنم. ۱- یکی از بزرگترین دستاوردهایم این است که بعدازظهرها…

دیگر وقت آن رسیده تا یک ضرورت درونی ایجاد کنیم

امروز روی تابلوی بزرگی توی ذهنم نوشتم: «می‌خواهم آن خِردی که با نزدیک شدن به روزهای آخر تحویل کار دارم را همیشه داشته باشم.» هر چه به آخر کاری نزدیک می‌شویم، در انجامش جدی‌تر و مصمم‌تر می‌شویم. دقیقه‌ها حتی اهمیت می‌یابند. انرژی‌مان هم بیشتر می‌شود. می‌دانم که دلیل علمی دارد.…

مواد موردنیاز برای سحرخیزی

مواد موردنیاز برای سحرخیزی: -زود بخوابیم -مسئولیت صبحانه درست کردن را برعهده بگیریم -ببینید طعم این دو، به مذاق‌تان خوش می‌آید؟ اگر بله، ادامه دهید. اگر نه، به دنبال دستور غذایی دیگری باشید. اگر ساعت شش و نیم صبح سحرخیزی محسوب می‌شود، من امروز سحرخیز بودم. دیشب زود خوابیده بودم…

ناراحت نشوید، تقصیر شما نیست

امروز برای خواندن مطلبی، توئیتر را از مرورگر لپ‌تاپم باز کردم. بعدازظهر که می‌خواستم صفحات اضافی را ببندم، پیام روی صفحه توجهم را جلب کرد:وقتی نت قطع شده بود و فیلترشکن خاموش، صفحه مجدد بارگذاری نشده بود و این پیام روی صفحه آمده بود. خیلی برایم جالب بود که اینقدر…

چرا وسط راه می‌مانیم؟

امروز بعد از صحبت‌های دوستی جرقه‌ای توی ذهنم خورد درباره اینکه از آنهایی که کار یا تمرینی را وسط راه رها کرده‌اند، دلایل‌شان را بپرسیم. آنها احتمالا موانع بر سرِ راه ما نیز هستند که می‌توانیم از آنها آگاه و برایشان آماده شویم. خودش از خوبان باشگاه و رژیم است.…

اشکالی ندارد اگر گاهی وقت‌ها وسایل‌مان را جا می‌گذاریم

این چند وقت، چند باری وسایل جا گذاشته‌ام که خوشبختانه به مرحله گم‌شدن نرسیدند. امروز با گم کردن فلش‌ام در بیرون، دیگر جدی به این موضوع فکر کردم. البته باز هم پیدا شد. در همگی موارد جا گذاشتن حواسم پرت بوده است. داستان‌هایش را برای خودم مروری کردم تا در…

تصمیم‌های شکوهمند

از آخرین تاثیرهایی که پذیرفتم، تاثیر بابت تصمیم یک فرد بود. نه خودِ تصمیمی که گرفته بلکه توانایی‌اش که در یک شرایط حساس، اضطراب و نگرانی‌اش را کنترل کرده، راه‌حل‌ها را بررسی کرده و تا لحظات آخر صبر کرده تا راه‌حل مناسب‌ و کم‌هزینه‌تری بیابد. و یافته بود. به تصمیم‌های…

سربالایی‌ها را چگونه برویم؟

تمام سهم من از ورزش، بیست دقیقه نیم ساعت پیاده‌روی‌ سربالایی‌ روزانه‌ام است. بابتش خیلی هم خوشحالم. تا حالا هم ذره‌ای متوجه سربالایی بودن و سخت بودنش نشده‌ام. بخشی از آن مربوط به ذهنِ پیاده‌روی‌دوستم (ذهنی که پیاده‌روی دوست دارد) است که من هنوز بند کفش‌هایم را محکم نکرده، فکرهایم…

چرا برکت از گفتگوهایمان رفته است؟

چرا اینقدر برکت از گفتگوهایمان رفته است؟ چرا بی‌حوصله به هم گوش می‌کنیم؟ در این چند هفته، چند رفتار خوب در گفتگو دیدم که در این اوضاع حتی جای جشن گرفتن هم دارند. مستمع خوب سرذوق آورد صاحب سخن را. مشتاقانه گوش کنیم. به هر حال که وقت‌مان را می‌گذاریم…