سه دسته‌ی آدم‌ها در ذهن من

یک: آدم‌ها سه دسته‌اند: دسته اول، آنهایی که تلاش می‌کنند خود را خوشبخت‌تر از آنچه هستند نشان دهند. دسته دوم، آنهایی که تلاش می‌کنند خود را بدبخت‌تر از آنچه هستند نشان دهند. و دسته سوم، آنهایی که نیازی ندارند خودشان را هیچ‌گونه‌ای نشان دهند. آنها خودشان را همانگونه که هستند…

جوان‌تر از آنیم که …

چند روزی‌ است که غرق در فکرهای منفی‌‌ام. فقط همین انگشت‌هایی که دارم با آنها می‌نویسم از سطح اقیانوس فکرهای منفی‌ام بالاتر مانده‌اند و دارند زندگی را تجربه می‌کنند. اما امروز یک‌هو فکری از ذهنم رد شد که دستم را کشید بالاتر. توانستم نفس تازه‌ای بکشم و اکسیژن تازه به…

بزرگترین خیری که به دیگران می‌رسانیم…

کمی که از آدم‌ها فاصله بگیریم و خودمان را در هر تصمیم و ترجیح و انتخاب‌شان شریک ندانیم، در کمال تعجب می‌بینیم که عه! آنها خودشان هم عقل و شعور و دست و پا دارند و می‌توانند تصمیم بگیرند و انتخاب کنند و خوشحال هم باشند. می‌بینیم که لازم نیست…

توجه توجه!

ذهنم خیلی شلوغ است. صدای این فکر به آن فکر نمی‌رسد. هر فکری که سر برمی‌آورد، محکوم به فراموشی است. من می‌مانم حیران و سرگردان که چی شد؟ خوشبختانه سرشلوغی‌ام بیشتر از نوع کار و فعالیت‌های مفید است. این ترجمه را تمام کنم، آخ جون، آن انیمیشن را ببینم. این…

قدرت درونی یا بیرونی؟

علاقه‌ای به بحث درباره حقوق زنان و مردان ندارم. به شناختن و رعایت کردن انسان بیشتر معتقدم. توی ذهن من دو دسته‌ی زنان و مردان وجود ندارد، بلکه به اندازه‌ی تمام افرادی که می‌شناسم دسته‌بندی وجود دارد. به نظرم، اگر زمان و انرژی‌ای را که صرف بحث کردن می‌کنیم، صرف…

اخلاقم این است که…

ما به داشتن روابط سالم با آدم‌ها نیازمندیم. به بازخوردها، به داشتن خوشحالی‌های مشترک و در کنار هم بودن‌ها در لحظات دشوار نیازمندیم. اما وقتی رفتارهای خاص و عجیب‌وغریبی داریم، مثلا خیلی محکم می‌گوییم اخلاقم این است که...، رفتارم این است که....، باید انتظار رفتارهای خاص و عجیب‌وغریب از سوی…

همیشه دوستی‌های جدید بساز

درک سیورز می‌گوید: «هنگامی که رشد و تغییر می‌کنید، دوستان قدیمی و خانواده‌تان به صورت ناآگاهانه روی همان فردی که قبلا بودید، حساب باز می‌کنند. افرادی را که از تغییرتان استقبال نمی‌کنند و شما را به آن تشویق نمی‌کنند، رها کنید.» از زمانی که جرقه‌ یک تغییر در ذهن‌مان زده…

دریچه‌ای به سوی ساده‌ترین، خلاقانه‌ترین و صادق‌ترین دنیاها

نمی‌دانم چرا چشم همه‌مان به آدم‌های هم‌سن یا بزرگتر از خودمان است. آنها را جدی‌تر می‌گیریم و به نظرمان مطرح‌تر می‌آیند. گفتم مطرح‌تر و نه لزوما خوب. ولی از کوچکترها غافلیم. فکر می‌کنیم چون کوچکتر از ما هستند، هنوز توی دنیای بچه‌گانه‌شان هستند. البته در ایام دور، این پیش‌فرض ذهنی…

وقتی نگاه‌هایم ضرباهنگ فکرهایم را می‌گیرند

یک جمله از ویرجینیا ولف، در کتاب اتاقی از آن خود، چشمم را گرفته است. البته ربطی به موضوع کتاب ندارد. بلاخره بخشی از لذت کتاب خواندن کشف همین جملات و عبارت‌های زیباست. خانم ویرجینیا می‌گوید: «عجیب است که چگونه قطعه شعری ذهن را مشغول می‌کند و پاها را وا…

پنیرهای باهویتی که شبیه هیچ‌کس نیستند

-اینکه یه نفر دنیا رو ترک کنه ولی نتونه حداکثر پتانسیل‌ها و ظرفیت‌هاش رو بشناسه، اینکه نذاره غافلگیر بشه گریه داره. -همه‌مان نصفه و نیمه در وسط راهی می‌مانیم. عده‌ای به زور خودشان را می‌رسانند و عده‌ای دیگر نه. -من بعضی وقتا توی ذهنم با یه نویسنده، با یه دانشمند…