آن سوی کلمات همیشه چیزی هست که شگفت‌زده‌ات کند

با مداد گوشه‌ی دفترم نوشته‌ بودم: «همونقدر اون درهم برهمی‌هایی که میاریم روی کاغذ -----> همونقدر از درهم برهمی‌های روزمون کم میشه.» یک فکری بوده که داشته رد می‌شده، من هم تندی گرفته بودمش. مثل ماهیگیری می‌ماند. گمانم دارم درش مهارت می‌یابم. اینکه در جهانی به این بزرگی و پرسروصدایی…