هر انسانی تو را خواهد رنجاند

باب مارلی می‌گوید: «هر انسانی تو را خواهد رنجاند. فقط باید آنهایی را بیابی که ارزش این را داشته باشند که به خاطرشان رنج بکشی.» در زندگی‌تان به انسان‌های خوب نیاز دارید، نه انسان‌های عالی. برای یافتن عشق باید انسان‌های خوب را بیابید. همان‌هایی که بخشنده هستند. خودتان هم باید…

کاوش در خارج از مرزهای خود

نیل گیمن گفته: «همیشه و همه جا، از خیالبافی‌ها تا بی‌حوصلگی‌هایت می‌توانی ایده بگیری. تنها تفاوت بین نویسندگان و دیگران این است که ما هنگام این کارها متوجه آنها می‌شویم.» نویسندگان، ماهیگران تور به دستی هستند که با یک دست کارهایشان را انجام می‌دهند و با دست دیگر تورِ صید…

تمام راز زندگی در این است که…

فکر می‌کنم یک آفتاب‌پرست درون دارم. از آنجا که می‌توانم خودم را با شرایط وفق دهم. هر چند نه به اختیار و به صورت مطلوب. در چهاردیواری‌هایمان گیر افتاده‌ایم و در این بی‌تحرکی فیزیکی این روزها راه چاره را در حیاط چند متری‌مان یافته‌ام تا روحم پرواز را از یاد…

به وبلاگ‌نویسی می‌توان دخیل بست

یکی از باورهای راسخ مدیر آموزشگاه‌مان این است که کلاس درس یک معلم چنان قداستی دارد که می‌توان به آن دخیل بست. باور راسخ دیگرش مصرف بهینه کاغذ و حفظ محیط زیست است. من به کلاس‌های او باور دارم اما امروز در اینستاگرام یاد دخیل بستن افتادم. در یکی از…

به خاطر رویاهایم بر کابوس‌هایم غلبه کردم

«پاداش خوب انجام دادن کاری بیشتر انجام دادن آن است.» وقتی این نقل قول زیبا از جوناس سالک را خواندم، طبق معمول همیشه اسمش را در گوگل جستجو کردم تا اطلاعاتی کلی درباره خودش و فعالیت‌هایش به دست بیاورم. به لطف همین گوگل تا کنون با دهها یا شاید هم…

حرکت همه به سوی فریلنسریست!

از اولین روز سال جدید من کار برای ترجمه داشتم. از پارسال به خودم قول داده بودم که عادت‌های خوبی را با خودم به سال جدید ببرم و از همان زمان تمام تلاشم را کردم که وقت‌کُشی نکنم و از زمانم حداکثر بهره را ببرم. استفاده از گوشی و وب‌گردی…

از این انگیزشیا

وقتی یکی از اولین متن‌هایی که ترجمه کرده بودم را نشان دوستم دادم، یکی دو خطش را خواند و گفت: «از این انگیزشیاست که!» و ادامه‌اش نداد. البته موضوع دقیق‌ترش، توسعه فردی بود. آن زمان، بی‌اعتنایی‌اش به کارم بیشتر به چشمم آمد. مثلا متنی را با کلی تلاش و اشتیاق…

به تعدادی داستان برای زنده ماندن نیازمندیم!

کِن کیسی می‌گوید: «گور پدر واقعیت، ما به داستان نیاز داریم.» و این روزها بیشتر به داستان نیاز داریم تا از شر واقعیت به آن پناه ببریم. تا بتوانیم در میان کلمات خودمان را بیابیم و به خودمان بیاییم. واقعیت از آنهایی نیست که با زُل زدن بتوان آن را…

با مرگ هر انسانی…

این روزها ترتیب اهمیت برخی چیزهایی که مدت زمانی طولانی به آنها عادت کرده بودم در حال بالا و پایین شدن هستند. مثلا برادرم برای دیدن غروب آفتاب صدایم می‌زند، می‌آید داخل اتاق و صدایم می‌زند و می‌رویم آخرین هنرنمایی‌های خورشید در آستانه رفتنش از آسمان را می‌بینیم. توی کوچه…

آشپزها دنیا را به جای بهتری برای زندگی کردن تبدیل می‌کنند

«آشپزی مثل پرستاری از نوزاد می‌مونه. همونطوری که پرستار نوزادا رو تکون تکون می‌ده تا آروم بشن، آشپزا هم ماهیتابه‌شون رو تکون می‌دن تا غذاشون رو درست کنند. اگه مردا بتونن از پس آروم کردن یه نوزاد بربیان، می‌تونن از پس آشپزی هم بر بیان.» رفتم تا تلویزیون را خاموش…
1 2 3 14