درس‌هایی که خیلی دیر یاد می‌گیریم

اگر چیزی را دوست داری آن را بلند بگو یک تعریف و تمجید واقعی یکی از بهترین کارهایی است که می‌توانی برای خودت و دیگران انجام دهی. اکثر اوقات، افراد خوبی‌های خودشان را نمی‌بینند و وقتی این را به آنها یادآوری می‌کنی، چشمان‌شان برق می‌زند. اگر چیزی را دوست داری…

اپلیکیشن‌های سرنوشت‌ساز

من گوشی‌ام را دوست دارم و با برنامه‌های آن ارتباط عمیقی برقرار می‌کنم. از قدیمی‌ترین اپلیکیشن‌های گوشی‌ام، Medium است که برایم دریچه‌ایست به سوی دنیایی بزرگتر. چند سال پیش که انگلیسی را خوب نمی‌دانستم، می‌رفتم و تویش گشت‌وگذاری می‌کردم، عکس‌هایش را نگاه می‌کردم و فقط جملاتی را که بلد بودم…

دست از فکر کردن بردارید…

لائوتسه می‌گوید: «دست از فکر کردن بردارید تا مشکلات‌تان پایان پذیرد.» بسیاری از مسائل‌مان را در ذهن‌مان اختراع می‌کنیم. نه اینکه تمام مسائل بیرونی‌مان را بزرگتر کنیم، بلکه آنها را از آنچه هستند بدتر می‌کنیم. این به داستانی بستگی دارد که به خودمان می‌گوییم. آنچه فکر می‌کنیم و آنچه به…

قدرت واقعی در چیست؟

میگن اونایی که قدرت واقعی دارن، ترس از دست دادنش رو ندارن. تصوری از قدرت واقعی ندارم ولی فکر می‌کنم همون اطمینانی هست که به درستی کارها و رفتارهامون داریم که حتی در شرایط سخت هم ازشون پشیمون نمی‌شیم و پاشون می‌ایستیم. این ایستادگی، قدرت واقعیه. قدرت واقعی در برابر…

«یک» امروز از «دو» فردا ارزشمندتر است

جمع‌وجور کردن دفترها و کتاب‌های قدیمی‌ترم اندازه یک سال طول می‌کشد. خدا نکند بیوفتم به ورق زدن‌شان. هر نوشته‌ای را با دقت می‌خوانم و می‌روم به حال‌وهوا و اتفاقات آن زمان. گاهی دو صفحه دوصفحه می‌پرم گاهی کلمه به کلمه. گاهی برخی از فراموش‌شده‌ها را به یاد می‌آورم گاهی هم…

زندگی‌ات را چگونه اندازه خواهی گرفت؟

زندگی‌ات را چگونه اندازه خواهی گرفت؟ با لبخندها با دلارها با ساعت‌هایی که زیسته‌ای با دفعاتی که کارهای سخت را انجام دادی و زنده از آن بیرون آمدی با بوسه‌ها با خنده‌ها با بطری‌هایی که نوشیده‌ای با روزهایی که نمی‌توانستی از رختخواب بیرون بیایی اما آمدی با عطرها با آغوش‌ها…

ایده‌ها صاحبان‌شان را می‌شناسند

یکی از دوستانم از من خواسته بود متنی را درباره موضوعی بنویسم. گفت خودم می‌نویسم ولی به دلم نمی‌نشیند. برای نوشتن‌اش مقاومت زیادی داشتم اما بعد از چند پیش‌نویس بلاخره متنی را آماده کرده و فرستادم. نظرش برایم مهم بود. ازش خواستم که نظرش را بگوید. هنوز هیچ جوابی نداده…

وب، بدون شما مثل قبل نیست…

توی لپ‌تاپم وبلاگ‌ها را روی مرورگر being باز می‌کنم و سرچ‌هایم را توی گوگل انجام می‌دهم. امروز که می‌خواستم صفحه‌ای را رفرش کنم، توجه‌ام به پیامی جلب شد که مرورگر being هنگام وصل نبودن نت روی صفحه نشان می‌دهد. پیام‌شان زیباست:   به اینترنت متصل نیستید و وب، بدون شما…

از سایه‌ها چشم بگیریم…

امروز تاثیرگذارترین جمله‌ای که خواندم، از ماسایوشی سان است که می‌گوید: «طول سایه‌تان در طی بیست و چهار ساعت کلی تغییر می‌کند، در صورتیکه قدتان هیچ تغییری نمی‌کند. افراد سایه‌شان را می‌بینند و از آن می‌ترسند یا به خود غره می‌شوند.» می‌خواهم وقت‌هایی را پیدا کنم که به بلندی سایه‌ام…

چرا با گوگل رودربایستی داریم؟

نقل‌قولی از ویلا کاتر را خواندم و رفتم توی گوگل درباره‌اش سرچ کنم. به انگلیسی سرچ‌اش کردم. اسم چند تا از کتاب‌هایش، تاریخ تولد و مرگش، صفحه ویکیپدیا و گودریدز بالا آمدند. یک نگاه کلی بهشان انداختم که چشمم به بخش پرسش‌های دیگری که افراد داشته‌اند هم افتاد. اولش گذری…