چشم‌ها را باید شُست، زباله‌ها را جور دیگر باید دید …

امروز مستندی* را دیدم دربارهٔ اینکه چگونه از همین بطری‌های شیشه‌ای که دور می‌اندازیم‌شان چه پیشخان‌های زیبایی برای آشپزخانه می‌سازند یا چگونه از یخچال‌های خراب مواد مورد نیاز برای ساخت دست مصنوعی برای کودکان را تهیه می‌کنند، آن هم دست مصنوعی‌ای به قیمت سی دلار که قیمت انواع دیگر آن…

آیا می‌توانیم افراد را بی‌قید و شرط دوست بداریم؟

یک: امروز داشتم به این فکر می‌کردم که بعد از اتمام کرونا، روابط‌مان با افراد چگونه خواهد بود؟ آیا این مراعات کردن‌ها یا نکردن‌هایمان بر روابط‌مان تاثیر می‌گذارند؟ برای من که در این مدت تا حد زیادی نکات بهداشتی را رعایت می‌کنم، به جز موارد ضروری هیچ جایی حتی برای…

هنگام آزمون‌ها در بهترین حالت خودتان قرار دارید

داشتم مطلبی را می‌خواندم که شامل پنجاه فکر دلگرم‌کننده‌ای بود که کمک‌مان می‌کنند این بحران همه‌گیر را بهتر پشت سر بگذاریم. برخی از آنها را اینجا هم می‌نویسم. این نیز بگذرد. با اینکه به نظر می‌رسد این بحران به طور کامل پایان نمی‌پذیرد، اما واقعیت این است که هیچ چیزی…

اینگونه مقایسه‌ها بیش باد! قسمت دوم

در نوشتهٔ قبلی گفتم که مدیر آموزشگاه‌مان در اولین آزمونی که برای استخدام معلم از من گرفت مرا رد کرد. با شنیدن این خبر و قبول شدن سه نفر دیگر خیلی ناراحت شده بودم. اصلا تصورم داشت نسبت به مدیرمان که خیلی قبولش داشتم عوض می‌شد. نه تنها خودم بلکه…

اینگونه مقایسه‌ها بیش باد!

از پارسال تدریس را آموزشگاه زبانی که خودم در آن زبان یاد گرفته بودم شروع کردم. آن وقتی که من با آموزشگاه آشنا شدم اسمش طلوع بیان بود اما حالا نامش را به افرا تغییر داده‌اند. تقریبا از شاگردهای خوب کلاس‌مان بودم. البته به گفته خودشان. یکبار وقتی مجبور بودم…

جمله‌ای که عشق‌تان را نسبت به شغل‌تان ثابت می‌کند

در دنیا هیچ چیز به اندازهٔ تمرکز روی انجام کارها و اهدافی که عمیقا به آنها باور داریم روح‌مان را سیراب نمی‌کند. این حس درست انجام دادن کارها، در مسیر بودن، دوری از حواسپرتی‌هایی که به هر شکلی، از افراد گرفته تا ابزارها در زندگی همه‌مان وجود دارد و از…

قلم، زبان ذهن است

دیدید وقتی ازمون می‌پرسن سال گذشته‌ت رو در یک جمله بیان کن، جواب دادن بهش برامون سخته. چون نه تنها نمی‌دونیم به کدوم‌ بخشش اشاره کنیم، بلکه حتی نمی‌تونیم در یک جمله بیانش کنیم. ولی اگر گوش شنوایی باشه حاضریم براش یک شاهنامه قصه تعریف کنیم. منطقی نیست همینجوری یک…

هشدار: ایده‌هایتان را در جای سرد و تاریک نگه ندارید‍!

می‌خواستم از کیکی که خودم در خانه درست کرده بودم عکس بگیرم و بگذارم در اینستاگرام و یکی از متن‌هایم را هم در کپشن‌اش بنویسم و بگویم صفر تا صد این پست، هم کیک و هم متن، هنر دست خودم است. بعدش فکر کردم که بعد از خوردن کیک، از…

آسیب‌پذیر بودن در دوست داشتن

تا حالا ترجمهٔ دو مطلب دربارهٔ آسیب‌پذیر بودن یا نترسیدن از آشکار کردن ضعف‌هایمان را در سایتم گذاشته‌ام: آیا از آشکار کردن ضعف‌هایتان می‌ترسید؟ قسمت اول آیا از آشکار کردن ضعف‌هایتان می‌ترسید؟ قسمت دوم امروز هم مطلبی را از آقای صدیق قطبی در کانال تلگرامی‌شان دربارهٔ دوست داشتن و آسیب‌پذیری…

طبیعت عزم آن کرده که ما را با ترس‌هایمان روبرو کند

پارسال این موقع‌ها توی خیابان که راه می‌رفتی، دسته‌دسته پروانه دور سرت می‌چرخیدند، کمی همراهی‌ات می‌کردند و می‌رفتند پیِ بازی و شادی‌ خودشان. امسال اما باد که می‌وزد، ملخ می‌خورد به صورتت. دستت را می‌بری سمت چیزی، از تویش ملخ می‌پرد بیرون. پایت را که توی حیاط می‌گذاری، می‌رود روی…