کتاب خواندن نوعی فیلم دیدن است…

یکی از زیباترین تجربیات، داشتن حس مشترک با یک نقل قول است. نقل قولی که چیزِ محوی که در ذهن داری را به وضوح بیان می‌کند و با خودت می‌گویی آره، آره منم می‌فهمم‌اش، اگر چه فقط کمی از آن را حس کرده باشی. امروز این نقل‌ها دربارهٔ کتاب را…

همسایه، درِ ماشین و صلح درونی

مدتی است که هر روز صبح با صدای کوبیده شدن درِ ماشین یکی از همسایه‌هایمان از خواب بیدار می‌شویم. همین که من با این صدا بیدار می‌شوم یعنی در ماشین‌اش را خیلی محکم می‌کوبد. امروز صبح که بین خواب و بیداری داشتم هی از دستش عصبانی‌تر می‌شدم، با خودم فکر…

محرکی به نام ترس

ترس‌ها و اضطراب‌هایمان آنقدرها هم بد نیستند. اضطراب وقت‌های امتحان‌مان ما را هوشیارتر نگه می‌داشت و به تلاش بیشتر وا می‌داشت. نگران‌مان می‌کرد تا آن را جدی‌تر بگیریم. چه ترس‌ها که به خاطرش حواس‌مان را جمع‌تر نکردیم، مثل رد شدن از خیابان در کودکی‌ و حتی بزرگی‌هایمان. مقداری ترس خوب…

یک خوشحالی بزرگ

دیروز داشتم با دوستی مشورت می‌کردم. توی صحبت‌ها سنم را که فهمید گفت خیلی خوشحالم که تو متولد هفتاد و چهار هستی. گفت چقدر خوبه که تو این همه جوان و پرشوری. باز هم تکرار کرد که خیلی خوشحال است. و من جوان‌تر و پرشورتر شدم... چقدر خوب است افرادی…

چیست این باران که دلخواه من است؟ یک نکتهٔ ایمنی هنگام باران

امسال دارم تاریخ شماری می‌کنم که تا کِی باران بهاری می‌بارد و هوای دل‌انگیزی را تجربه می‌کنیم. نمی‌دانم از کجا افتاده است توی ذهنم که هر چه داریم جلوتر می‌رویم (سال به سال) هوا معتدل‌تر می‌شود. تا اینجا که آخرین باران را همین امشب، سی‌ام اردیبهشت ماه داشتیم. یکی از…

نسبت به احساسات خودمان و دیگران باتفاوت باشیم

من فکر می‌کنم بیان کردن یا نکردن احساسات‌مان نسبت به افراد یک مسؤلیت برایمان است، اما نه از آن مسؤلیت‌های زورکی که بر شانه‌مان سنگینی کند. از آن مسؤلیت‌هایی که اگر به آن باور داشته باشیم کلی روح‌ خودمان و دیگران را سیراب می‌کند. به طور کلی، منظورم احساس خوب…

قرنطینه ما را تنهاتر و احساس تنهایی‌مان را بیشتر کرد

در این ایام با قطع شدن یا به حداقل رسیدن رفت‌وآمدهای بیرون‌مان، با حجم وسیعی از خودمان مواجه شدیم. قبل از کرونا، محیط کار بیرون، گشت‌وگذار و دیدارها و هر آنچه که بیرون از در خانه‌مان قرار داشت به ما در کنارآمدن با خودِ خودمان کمک می‌کرد. خلا یکبارهٔ اینها…

بیایید برای خودمان دفترچهٔ راهنما تهیه کنیم!

-نوشتن باعث می‌شود آگاهی‌مان نسبت به یک فرآیند بیشتر شود، مثلا وقتی دارم یک دورهٔ بی‌حوصلگی را سپری می‌کنم، اگر از حال و احوال هر روزم بنویسم، دست آخر یک اطلاعات جامع از خودم دربارهٔ این موضوع خواهم داشت. سر حوصله کمی وضعیت خودم رو تحلیل کنم ببینم چرا اونجوری…

پیام‌هایی از نهج البلاغه

بر این باورم که در هر شرایطی و از هر منبعی می‌توانیم چیزهایی بیاموزیم و شگفت‌زده شویم. تازه اگر از ابتدا چنین گمان نکنی، در میانهٔ راه بیشتر غافلگیر می‌شوی. این روزها بخش‌هایی از نهج البلاغه را می‌خوانم. کتابی که تا حالا به طور جدی آن را نخوانده بودم و…

چند نوشتهٔ کوتاه و نامربوط

یک: می‌خواستم تلگرام لپ‌تاپم را باز کنم (چون تلگرام گوشی‌ام این روزها وصل نمی‌شود) و فیلترشکن را روشن کردم. کمی طول کشید و پیام آمد که اوه! متاسفانه سایفون کار نمی‌کند و ... پیشنهاد می‌کنیم این تنظمات را انجام دهید و دوباره امتحان کنید. چشم‌ام که به گوشه لپ‌تاپ افتاد…