چرا نمی‌توانم هدفمند بنویسم؟

+زهرا جون، خب یک ساعته زل زدی به صفحه‌ی خالی لپ‌تاپ منتظری چیزی از اون تو بهت وحی بشه؟ پیچیش مویی می‌بینی؟ حواست کجاست؟ نمی‌نویسی برو بخواب. -یه چیزی هست نوک زبونمه، ولی برای نوشتنش خسته‌م. +خسته از چی؟ -اول می‌خواستم از یه چیزی بنویسم، بعدش خواستم از یه چیز…

فکرهایی که با هم به یک جوب نمی‌روند

از میان روزانه‌نویسی‌های امروزم: -‌ امروز بیست و نهم بهمن ماهه. چهارشنبه هم هست. سال نود و نه هم هست. دوست دارم این روز رو. امروز یه روز عادیه، ولی مبارک باشه برای همه. همینجوری. -‌ من با قدرت مسیرم رو ادامه میدم. منم باهات میام. -‌ کسی که خوشش نمیاد…

امروز…

باب اسفنجی هر روز از پاتریک می‌پرسید: در چه روزی هستیم؟ پاتریک: امروز باب اسفنجی: اوه روز مورد علاقه‌ی من... به نظرم بامزه رسید که همیشه " امروز " روز مورد علاقه‌اش هست. بدون هیچ مناسبت و پیش نیاز خاصی. همین امروزی که در آن قرار داریم و از بس…