رگ‌هاتان پر از اشتیاق

نمی‌دانم قوس خزان را کجا دیده بودم که در گوگل جستجویش کردم و از میان نتایج، این صفحه‌ی توییتر را باز کردم: در فصل خزان نیستیم، اما دست دل را گرفتن و بلند کردنش که فصل نمی‌شناسد. جاری شدن شور و شوق در رگ‌هایمان که مناسبتی نیست که حتما باید…

ذوق‌های کوچکِ زندگی‌بخش

چند روز اینجا ننوشتم و رشته‌ی نوشتن از دستم در رفته است. چند تا پیش‌نویس نوشتم که همه‌شان را نیمه رها کردم. این چند روز فاصله، دیو کمالگرایی‌ام را فربه‌تر کرده است. حالا دیگر نیک فهمیده‌ام که فاصله افتادن می‌تواند مرا کمالگرا کند. پس، از این به بعد، نسبت به…

به ادامه دادن ادامه بده

امروز، به مامانم نگفتم «مامان، نیگا مازوت رفته تو دهنم» و او هم نیگانکرده بگوید اوهوم. خانه جلا یافته بود و رنگ فرش‌هایمان دو درجه‌ای روشن‌تر شده بودند. نخیر، نداده‌ایم قالیشویی. مامانم گفت بوی بهار می‌آید و در را باز گذاشت تا بغل‌بغل بهار به مهمانی‌مان بیایند. گلدان‌ها را هم…

نشایست به انتظار پایان طوفان همی نشستن

به نظر من، اگر می‌خواهیم یک عالمه انگیزه بگیریم باید افرادی را بیابیم که عمیقا تحسین و تعجب‌مان را بر می‌انگیزند. اگر به همان حلقه‌ دوستان سابق‌مان نگاه کنیم، آنها هم به ما نگاه می‌کنند و لبخندی زده و فکر می‌کنیم اوضاع همین‌گونه خوب است و همین روال را ادامه…

کلماتی که فایده‌ی دل‌های مرده‌اند

نگاهم به پرندگانِ توی قفس از وقتی تازه شد که از یکی شنیدم «بال‌های پرنده‌هایی که در قفس هستند، خواب می‌رود و کم‌کم از پرواز می‌افتند.» درست و غلطش را نمی‌دانم ولی برای من پذیرفتنی بود. دیدید وقتی پای خودمان خواب می‌رود نمی‌توانیم راه برویم؟ طفلی پرنده‌های در قفس هم…

اگه آفتاب تو چشات خونه کنه…

-گاهی به لذت تماشا کردن زیبایی‌ها بسنده کن و گاهی به لذت خلق آنها. آنهایی که می‌توانی ایجاد کنی را ایجاد کن و از آنهایی که نمی‌توانی، لذت ببر. -همونقدر که میگن نباید حق‌الناس به گردن‌مون باشه، همونقدر هم نباید حقی از خودمون به گردن‌مون باشه. مسئولیت فکرهای منفی، انتظارات…

از این انگیزشیا

وقتی یکی از اولین متن‌هایی که ترجمه کرده بودم را نشان دوستم دادم، یکی دو خطش را خواند و گفت: «از این انگیزشیاست که!» و ادامه‌اش نداد. البته موضوع دقیق‌ترش، توسعه فردی بود. آن زمان، بی‌اعتنایی‌اش به کارم بیشتر به چشمم آمد. مثلا متنی را با کلی تلاش و اشتیاق…

سحرخیزی یا شب‌ بیدار ماندن؟

بلاخره کسی که زودتر از همه بیدار میشه چیزهای بیشتری از این جهان می‌خواد یا اونی که دیرتر از همه می‌خوابه؟ سحرخیزی از رویاهای دوران نوجوانی‌ام بود و شب‌ بیدار مانی از علایق امروزم. شاید وجه مشترک این دو و محبوبیت‌شان آن سکوت‌ و جنبه شاعرانگی‌شان باشد. از طرفی زود…

ترسِ از دست دادن

رسیدن به هدف‌ها و آرزوها اصولا انگیزه‌های خوبی برای تلاش  هستند؛ انتخاب هدف، برنامه ریزی،شوق واشتیاق و عمل. ولی گاهی با وجود اینها هیچ انگیزه‌ای برای انجام کاری ندارم، هیچ رسیدن و به دست آوردنی خوشحالم نمی‌کند. البته که انسان هستیم و گاهی پیش می‌آید ولی من در دل همین…