خوابی که بالش‌های خائن‌ برای زمان و تمرکز ما دیده‌اند!

تو بچگی‌هامون با بالش برای خودمون خونه می‌ساختیم و قلمروهامون رو از همدیگه جدا می‌کردیم. بالش‌هایی که با یه ضربه کوچیک یا حتی خودبه‌خود روی زمین می‌افتادند، تنها دارایی‌مون برای مرزبندی‌هامون بود. میگن قدرت و نحوهٔ استفاده افراد از اون شخصیت آدم‌ها رو نشون میده. می‌تونیم این جمله رو به…

راز آیندهٔ شما…

این روزها رضایت را فقط در داشتن یک برنامهٔ روزانهٔ هدفمند و انجام شدنی می‌دانم. اگر قرار باشد کاری را انجام دهم، فقط به گنجاندن آن در یک برنامهٔ ثابت روزانه/ یک روز درمیان یا هفتگی فکر می‌کنم. این جملهٔ آشنایی است برایم که کار اگر کار خوب باشد، این…

همیشه پای یک انگیزه در میان است

توی فرهنگ لغت انگلیسی، صد و شانزده کلمه وجود دارد که با Self یا همان خود، خویشتن شروع می‌شود. البته تا این چاپی که من دارم و احتمالا در فرهنگ‌های آنلاین تعدادشان بیشتر باشد. آخ که من چقدر فرهنگ‌های آنلاین‌شان را دوست دارم؛ خصوصا اِربن دیکشنری، Urbandictionary را. یکی از…

هر چه رُندتر و دورتر، بهتر!

می‌گویم سعی کن یک جوری از مهارتت پول دربیاوری. می‌گوید دوست دارم کارهایم را دلی انجام بدهم. وقتی از تهِ دلم کاری را انجام می‌دهم، حوصله بیشتری دارم و زودتر تمامش می‌کنم. فقط بدی‌اش این است که هرازگاهی این حس به من دست می‌دهد. پایِ پول و سفارش و ...…

حرکت همه به سوی فریلنسریست!

از اولین روز سال جدید من کار برای ترجمه داشتم. از پارسال به خودم قول داده بودم که عادت‌های خوبی را با خودم به سال جدید ببرم و از همان زمان تمام تلاشم را کردم که وقت‌کُشی نکنم و از زمانم حداکثر بهره را ببرم. استفاده از گوشی و وب‌گردی…

بهره‌وری؛ کلمه دوست‌داشتنی این روزهای من

روزهای اخیر غیرفعال‌ترین روزهای عمرم را تجربه می‌کردم. دست و دلم به کار نمی‌رفت، ذهن و تمرکزم هم راه خودشان را می‌رفتند و به گفت من نبودند. البته همیشه اینجوری نیستم؛ هرازگاهی و تحت اتفاقات خاصی برای همه چنین حالتی اتفاق می‌افتد. اما آنچه در این اتفاق توجهم را جلب…