خوابی که بالش‌های خائن‌ برای زمان و تمرکز ما دیده‌اند!

تو بچگی‌هامون با بالش برای خودمون خونه می‌ساختیم و قلمروهامون رو از همدیگه جدا می‌کردیم. بالش‌هایی که با یه ضربه کوچیک یا حتی خودبه‌خود روی زمین می‌افتادند، تنها دارایی‌مون برای مرزبندی‌هامون بود. میگن قدرت و نحوهٔ استفاده افراد از اون شخصیت آدم‌ها رو نشون میده. می‌تونیم این جمله رو به…

میله پرشی به نام شرایط!

از اوایل قرن بیستم میلادی وقتی می‌خواستند قدرت پرش ورزشکاران رشته پرش ارتفاع و پرش با نیزه را در مسابقات تعیین کنند، میله‌های پرش را به تدریج بالاتر می‌بردند تا ببینند کسی می‌تواند از روی آن بپرد یا نه. اصظلاح «Rise The Bar» هم ریشه در همین اتفاق دارد و…

غرقگی؛ نیاز مبرم این روزهایمان

یک نیاز مبرم این روزهایمان داشتن فعالیتی است که از سرگرم شدن با آن لذت ببریم یا حداقل از غرق شدن در خبرهای روز هم در امان بمانیم. به بیان دقیق‌تر، خودمان را از غرق شدن در خبرهای روز، پیگیری شبکه‌های اجتماعی و به بطالت گذراندن لحظات‌مان در امان نگه…

کشمکش‌های درونی‌مان را دریابیم

در خورجین کلماتم می‌گشتم تا واژه‌ای برای توصیف حالم پیدا کنم. چالش درونی را یافتم. گفت اسمش کشمکش درونی یا همان اینر کنفلیکت (inner conflict) هست و گاهی وقتا خوبه. این تاییدش خیالم را راحت کرد که مسئله جدی‌ای ندارم. گاهی وقتا داشتن‌اش خوب است. از معادل انگلیسی‌اش هم خوشم…

سحرخیزی یا شب‌ بیدار ماندن؟

بلاخره کسی که زودتر از همه بیدار میشه چیزهای بیشتری از این جهان می‌خواد یا اونی که دیرتر از همه می‌خوابه؟ سحرخیزی از رویاهای دوران نوجوانی‌ام بود و شب‌ بیدار مانی از علایق امروزم. شاید وجه مشترک این دو و محبوبیت‌شان آن سکوت‌ و جنبه شاعرانگی‌شان باشد. از طرفی زود…

خودمان مناسبت‌های تقویم‌مان را ثبت کنیم

اصلا نمی‌توانم با کارهای فنی سایت و لپ‌تاپ ارتباط برقرار کنم. خوشحالم که قالب‌های از پیش‌ طراحی‌شده‌ای وجود دارند و اکنون من می‌توانم در آن بنویسم. اگر وجود نداشتند دیگر مجبور بودم یادش بگیرم. دفعه اولی که می‌خواستم روزانه نویسی‌هایم را در یک فایل ورد بنویسم، مانده بودم که بعد…

تعریف شفاف‌تر من از بهره‌وری

تازه دارم می‌فهمم بهره‌وری یعنی چه. فکر می‌کنم دو هفته‌ای می‌شود دغدغه اثربخشی، سودمندی، مفید بودن و رسیدن به ظرفیت اصلی‌ام پیدا کرده‌ام. منظورم خودکم بینی و ندیدن کارها و تلاش‌هایم و حال نامناسبی که هرازگاهی ندارم نیست. خیلی واقع‌بینانه من ظرفیت بیشتری را در خودم احساس می‌کردم ولی هنوز…

این پنج دقیقه ده دقیقه‌های کذایی! قسمت دوم بهره‌وری

در این مدتی که گذشت همچنان دغدغه اتلاف وقت و بهینه استفاده نکردن آن را داشتم. مدتی است که بهره‌وری ذهنم را درگیر خودش کرده، میخواهم ابتکار به خرج داده و آن را حل کنم. به این نتیجه رسیده‌ام که عدم بهره‌وری ریشه‌ یا ریشه‌هایی دارد. مثلا من با زیرنظر…

بهره‌وری قسمت اول

می‌خواهم آنچه درباره بهره‌وری یاد می‌گیرم را اینجا به صورت مکتوب بنویسم. برای پایبند بودن خودم به ادامه‌دادن این موضوع می‌خواهم آن چه یاد می‌گیرم را هر چه ساده‌تر بنویسم. ولو شده یک نکته کوچک بنویسم. این نوشته‌های فردی است که دغدغه بهره‌وری دارد و تازه می‌خواهد با آن آشنا…

بهره‌وری؛ کلمه دوست‌داشتنی این روزهای من

روزهای اخیر غیرفعال‌ترین روزهای عمرم را تجربه می‌کردم. دست و دلم به کار نمی‌رفت، ذهن و تمرکزم هم راه خودشان را می‌رفتند و به گفت من نبودند. البته همیشه اینجوری نیستم؛ هرازگاهی و تحت اتفاقات خاصی برای همه چنین حالتی اتفاق می‌افتد. اما آنچه در این اتفاق توجهم را جلب…