از فواید روزانه‌نویسی

دیشب هنگام خواندن روزانه‌نویسی‌های سالهای گذشته‌ام واقعا لذت می‌بردم. حس خوبش تا امروز هم همراهم بود. لذت از اینکه توانسته‌ام لحظات، اتفاق‌ها، احساسات و حال‌وهوای آن زمان را ثبت کنم. اکثر چیزهایی که نوشته بودم را از یاد برده بودم. در روز آدم صد جور فکر و اتفاق را تجربه…

کشمکش‌های درونی‌مان را دریابیم

در خورجین کلماتم می‌گشتم تا واژه‌ای برای توصیف حالم پیدا کنم. چالش درونی را یافتم. گفت اسمش کشمکش درونی یا همان اینر کنفلیکت (inner conflict) هست و گاهی وقتا خوبه. این تاییدش خیالم را راحت کرد که مسئله جدی‌ای ندارم. گاهی وقتا داشتن‌اش خوب است. از معادل انگلیسی‌اش هم خوشم…

احساس توخالی بودن

هوای بیرون بسی ناجوانمردانه سرد بود امروز. برخلاف بیشتری‌ها که از سرمای آن جاخالی می‌دادند یکهو به سرم زد که یک مسیر یک ربع بیست دقیقه‌ای را به جای تاکسی گرفتن پیاده بروم فقط به این نیت که سرمای زمستان را حس کنم. بین فصل‌ها فرق نمی‌گذارم درباره باد و…

یک تصمیم تازه

تصمیم گرفته‌ام از این به بعد از جزئیاتی که درباره افراد می‌دانم در ارتباط‌هایم استفاده کنم. با خود نگویم که بیخیال. به جای اینکه از بی‌حرفی ده تا خمیازه بکشیم و بیست بار بپرسیم دیگه چه خبر؟ درباره تصمیمی بپرسیم که در آخرین دیدار بهش اشاره کرده بود. از اینکه…