خوابی که بالش‌های خائن‌ برای زمان و تمرکز ما دیده‌اند!

تو بچگی‌هامون با بالش برای خودمون خونه می‌ساختیم و قلمروهامون رو از همدیگه جدا می‌کردیم. بالش‌هایی که با یه ضربه کوچیک یا حتی خودبه‌خود روی زمین می‌افتادند، تنها دارایی‌مون برای مرزبندی‌هامون بود. میگن قدرت و نحوهٔ استفاده افراد از اون شخصیت آدم‌ها رو نشون میده. می‌تونیم این جمله رو به…

هر وبلاگ یک شبکه اجتماعی است

یک: در این سه روزی که از تصمیم‌ام برای خواندن سایت‌ مارک منسن و سایمون سینک می‌گذرد، هر روز یکی دو تا پست‌شان را خوانده‌ام یا گوش داده‌ام. فعلا مشغول تماشای در و دیوار سایت‌شان هستم و اینکه توانسته‌ام لحن‌ مختص به هر کدام‌شان را بیابم. منسن در نوشتن پرچانه‌تر…

هر چه رُندتر و دورتر، بهتر!

می‌گویم سعی کن یک جوری از مهارتت پول دربیاوری. می‌گوید دوست دارم کارهایم را دلی انجام بدهم. وقتی از تهِ دلم کاری را انجام می‌دهم، حوصله بیشتری دارم و زودتر تمامش می‌کنم. فقط بدی‌اش این است که هرازگاهی این حس به من دست می‌دهد. پایِ پول و سفارش و ...…

بهره‌وری؛ کلمه دوست‌داشتنی این روزهای من

روزهای اخیر غیرفعال‌ترین روزهای عمرم را تجربه می‌کردم. دست و دلم به کار نمی‌رفت، ذهن و تمرکزم هم راه خودشان را می‌رفتند و به گفت من نبودند. البته همیشه اینجوری نیستم؛ هرازگاهی و تحت اتفاقات خاصی برای همه چنین حالتی اتفاق می‌افتد. اما آنچه در این اتفاق توجهم را جلب…

روی دیگر حواس‌پرتی

  گاهی وقت‌ها خودم را بدون هیچ هدفی سرگرم بالا و پایین کردن صفحات شبکه‌های اجتماعی می بینم. گاهی اوقات هم با داشتن کارهای مهم‌تر خودم را سرگرم کارهای دیگری می‌بینم که انجام آن‌ها چندان ضروری نیستند. نمی‌دانستم اسم این کار را چه بگذارم، تنبلی، بی‌انگیزگی، طفره رفتن یا ....…