وقفه‌هایی که تبدیل به خط پایان می‌شوند

امروز داشتم دراز نشست می‌رفتم. هنوز به تعداد مقررم نرسیده بودم که احساس خستگی کردم. وسط‌هایش بودم که گفتم کمی وقفه بدهم و دوباره شروع کنم. آن وقفه همانا و توقفم همانا. همین که توقف کردم هر چه خستگی بود به بدنم باز گشت. دیگر اصلا نتوانستم عزمم را جزم…