مناسبت‌های جهان من

در جهان من، یک روزی برای تعامل با درونگراها در نظر گرفته شده است. در این روز، افراد فقط به خواندن ویژگی‌های درونگراها بسنده نمی‌کنند و با خودشان نمی‌گویند خب که چه، بلکه بهشان توجه می‌کنند. وقت حرف زدن سر رشته‌ی حرف‌ها را می‌گیرند تا برسند به قله‌ی قاف. اگر…

دریچه‌ای به سوی ساده‌ترین، خلاقانه‌ترین و صادق‌ترین دنیاها

نمی‌دانم چرا چشم همه‌مان به آدم‌های هم‌سن یا بزرگتر از خودمان است. آنها را جدی‌تر می‌گیریم و به نظرمان مطرح‌تر می‌آیند. گفتم مطرح‌تر و نه لزوما خوب. ولی از کوچکترها غافلیم. فکر می‌کنیم چون کوچکتر از ما هستند، هنوز توی دنیای بچه‌گانه‌شان هستند. البته در ایام دور، این پیش‌فرض ذهنی…

آشپزها دنیا را به جای بهتری برای زندگی کردن تبدیل می‌کنند

«آشپزی مثل پرستاری از نوزاد می‌مونه. همونطوری که پرستار نوزادا رو تکون تکون می‌ده تا آروم بشن، آشپزا هم ماهیتابه‌شون رو تکون می‌دن تا غذاشون رو درست کنند. اگه مردا بتونن از پس آروم کردن یه نوزاد بربیان، می‌تونن از پس آشپزی هم بر بیان.» رفتم تا تلویزیون را خاموش…

یک خسته خوشحال

نویسنده جی. بی. پریستلی، نوشتن را زایش‌های پی‌ در پی و دشوار ذهنی می‌داند. فکر و ایده‌ای را در ذهنم‌مان پرورش می‌دهیم، از دانسته‌هایمان، خلاقیت و ابتکارمان تغذیه‌اش می‌کنیم و موعدش که رسید متولدش می‌کنیم تا حیاتش را در بستر دیگری ادامه دهد. متولد کردن همیشه با درد و سختی…

برج باشیم از نوع مراقبت

امروز دفتر نوشته‌های دوسال پیشم را مرور می‌کردم. همین‌طور ورق می‌زدم تا در یکی از صفحاتش متوقف شدم. تاریخش برای 31 تیرماه 95 بود. از اینکه تاریخ زده بودم خوشحال شدم در نوشته‌های الانم یادم می‌رود تاریخ بزنم. از طرف دیگر دیدن نوشته‌های قدیمی تر برایم مصداق این جمله بود…