دغدغه‌های من، دغدغه‌های اونا

اگر بخواهم همه‌ی-تقریبا همه‌ی- ذهن امروزم را بریزم روی داریه، اینها خواهند بود: -امروز داشتم به این فکر می‌کردم که چقدر از ترجمه‌هایم عقبم و چطور می‌توانم به برنامه‌ا‌م برسم. حجم کارهایم رو به دو نیم تقسیم می‌کنم و وسط ماه می‌بینم، برنامه چجوری پیش رفته. بیشتر وقتا، کارهای نیمه…

هی بخواهیم و رسیدن نتوانیم که چه…

دوست ندارم شکست بخورم.  از چی؟  از مقاومت. چی؟! میگم دوست ندارم مقاومت بهم غلبه کنه. اینکه نمی‌تونم بعضی از کارها رو ادامه بدم به خاطر مقاومت درونی که براشون دارم. نمی‌ذاره کارهام رو ادامه بدم. چیکار می‌کنه دست و پاتو می‌بنده؟ نه بدتر از اون. سرم رو به هر…