مقاومت ما را دفن می‌کند

دیگر دو ماهی می‌شود که دارم هر روز مرتبا می‌نویسم. قبل از این دو ماه پراکنده می‌نوشتم که از خواست ایده‌آلم فاصله زیادی داشت. پیش از این نوشتن‌های هر روزم، من یک دوران سخت ننوشتن را پشت سر گذاشتم. دورانی به مراتب سخت‌تر از نوشتن. هر روز عزم نوشتن در…

بهرِ یک جرعه…

معمولا حاشیه‌ی دفترهایم پر از یادداشت یا جملات کوتاهی هستند که اتفاقی به آنها برخورده‌ام، خوشم آمده و آنها را نوشته‌ام. فرقی نمی‌کند در مورد چه چیزهایی باشند، خواه یک بیت شعر باشد خواه یک نکته‌ی گرامر انگلیسی، آدرس یک سایت یا یک شماره تلفن. در دبیرستان بود که فهمیدم…