اولین تار سفید مویم را دوست دارم…

اولین تار سفید مویم را دوست دارم. تلاشش برای سفید شدن را حتی با اینکه تا انتها سفید نشده بود را دوست دارم. اولین رد چین روی صورتم را دوست دارم. مادرم را که اولین نفر متوجه آن شد و آن را کند و بهم گفت صورتت چین نیفتد را…

سنِ مناسبِ هر کار

هفت یا هشت سالم بود که توانستم دوچرخه بدون کمکی سوار شوم. از رهایی موهایم در هوا و سبکی پازدن در سرپایینی و نسیمی که صورت‌ عرق‌کرده‌ام در تابستان را نوازش می‌کرد پرواز را حس می‌کردم. بزرگتر شدیم و دوچرخه‌هایمان را بازنشسته کردیم و دغدغه جاگیربودن‌شان را داشتیم (مادرم داشت…