بنگریم درون را و حال را…

می‌خواستم بنویسم تا مجبورم نشوم صحبت نمی‌کنم. ندای درونم گفت واقعا؟! خب منظورم بعضی وقت ها است که انگار چشمه حرف زدنم خشک می‌شود. دوست دارم فقط ببینم و گوش کنم و فکر کنم و خیال کنم تازه لذت هم ببرم . اختیار را می دهم دست ذهنم هر کجا…

شنیدن و شنیده‌شدن

امروز نیم ساعت را با مهدیه دختر دایی 7 ساله‌ام به صحبت کردن گذراندم. از درس و مدرسه و کارتون و اینها می‌پرسیدم و او هم توضیح می‌داد با ذوق و بامزه حرف می‌زد. یکبار دیگر هم  دوتایی به خرید رفته بودیم من قفسه را پیدا کردم و از او…