کاوش در خارج از مرزهای خود

نیل گیمن گفته: «همیشه و همه جا، از خیالبافی‌ها تا بی‌حوصلگی‌هایت می‌توانی ایده بگیری. تنها تفاوت بین نویسندگان و دیگران این است که ما هنگام این کارها متوجه آنها می‌شویم.» نویسندگان، ماهیگران تور به دستی هستند که با یک دست کارهایشان را انجام می‌دهند و با دست دیگر تورِ صید…

به خاطر رویاهایم بر کابوس‌هایم غلبه کردم

«پاداش خوب انجام دادن کاری بیشتر انجام دادن آن است.» وقتی این نقل قول زیبا از جوناس سالک را خواندم، طبق معمول همیشه اسمش را در گوگل جستجو کردم تا اطلاعاتی کلی درباره خودش و فعالیت‌هایش به دست بیاورم. به لطف همین گوگل تا کنون با دهها یا شاید هم…

آنقدر در دلم هستی که…

خواندن بعضی جملات و شعرهای کوتاه چنان نغز و سرشار هستند که جز سکوت و بهت از قدرت کلمات‌شان، کاری از دست آدم بر نمی‌آید. شاعران و نویسندگانی که مرزهای معنا و خلاقیت را فرسنگ‌ها جابجا می‌کنند تا زیبایی‌های درک کرده‌شان را به ما بنمایانند. آنان این چنین خوب چرایند.…

بگذار باشم …

مردم وقتی موافق چیزی نیستند قضاوتش می‌کنند. آنها موافق زندگی‌ام نیستند؛ نه به این خاطر که نویسنده‌ام بلکه به این خاطر که فکر می‌کنند باید بروم بیرون و شغلی «واقعی» بیابم. «به عنوان یک نویسنده درآمد کافی نداری؛ به اندازه کافی از خانه بیرون نمی‌روی؛ باید بروی بیرون و مردم…

نویسنده‌ها عاشق‌ترند

گره‌گشایی و گره‌افزایی از خصوصیات بارز وی است؛ عشق را می‌گویم. فاضل نظری می‌گوید البته، آنجا که: هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق هم دعا کن گره تازه نیفزاید عشق. عشق شاید آن حال و هوایش که مثل نسیمی ملایم یا تندبادی سهمیگن وجودت را فرا می‌گیرد،…

یک خسته خوشحال

نویسنده جی. بی. پریستلی، نوشتن را زایش‌های پی‌ در پی و دشوار ذهنی می‌داند. فکر و ایده‌ای را در ذهنم‌مان پرورش می‌دهیم، از دانسته‌هایمان، خلاقیت و ابتکارمان تغذیه‌اش می‌کنیم و موعدش که رسید متولدش می‌کنیم تا حیاتش را در بستر دیگری ادامه دهد. متولد کردن همیشه با درد و سختی…

که دهان تو در این نکته خوش‌استدلالیست

یکبار دوستی می‌خواست شکل طرح و نقشی را برایم توضیح دهد. شروع کرد به آدرس دادن و از توصیف حاشیه پایین آن شروع کرد که گل‌هایش پهن است و رنگش فلان است و رنگ پشت زمینه‌اش بهمان با برگ‌هایی شبیه به برگ موز. با تاکیدش بر برگ موز توقع داشت…

وقتی کلمات مَحرم می‌شوند…

یک شگفتی برای هرکسی این است که برایش یک اتفاق خوب به صورت اتفاقی بیوفتد. اتفاق کوچک یا بزرگ و میزان شگفت‌زده شدن، دیگر امری دلی است. این اتفاق خوب برای من خواندن نقل قول زیر از لئو روستن بود:  « نویسنده به خاطر فرهیخته بودن نمی‌نویسد؛ به خاطر نیاز…