ما به هنر محتاجیم و او به ما مشتاق

اولین چیزهایی که با شنیدن کلمه‌های هنر و هنرمند به ذهنم خطور کرد اینها هستند: از هر انگشت فلانی یه هنر می‌ریزه (درحالیکه فلانی، مورد تملق واقع شده و از این بابت خرسند است)، کتاب هنر مدرسه که از باید از روی آثار هنرمندان بزرگ می‌کشیدیم و نمره می‌گرفتیم، تا…

دو جمله‌ٔ «جسارت» دار

" آه ای جسارت دوست من باش! " را بارها در ذهنم تکرار کرده‌ام، البته با صدای خودم و تصویر شکسپیر. برایم جالب است که شکسپیر می‌خواسته با جسارت دوست شود. ناسلامتی خودش شکسپیر است و چه حاجت دارد به جسارت؟ در ضمن در تصور من شکسپیر فارسی حرف می‌زند.…