ترجیح می‌دهم…

یک: «ترجیح می‌دهم به جای بحث کردن بنشینم و ادامه‌ی کتابم را بخوانم.» این فاخرترین تصمیم، اراده و اقدام امروز من بود. هیچ انگیزه و دستاورد و اجباری هم در کار نبود. یک خواسته‌ی عمیق بود. سلول‌های مغز و بدنم از بحث خسته‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که یک…

دریچه‌ای به سوی ساده‌ترین، خلاقانه‌ترین و صادق‌ترین دنیاها

نمی‌دانم چرا چشم همه‌مان به آدم‌های هم‌سن یا بزرگتر از خودمان است. آنها را جدی‌تر می‌گیریم و به نظرمان مطرح‌تر می‌آیند. گفتم مطرح‌تر و نه لزوما خوب. ولی از کوچکترها غافلیم. فکر می‌کنیم چون کوچکتر از ما هستند، هنوز توی دنیای بچه‌گانه‌شان هستند. البته در ایام دور، این پیش‌فرض ذهنی…