آغوش‌هایی به وسعت نگاه‌هایمان

چیزی در چهره‌اش باعث شد تا درد دل کنم. نگاهش را غرق در نگاهم کرد. نه از آن نگاه‌های کاوشگر و مزاحم. نگاهی محبت‌آمیز، بزرگ مانند آغوشی باز. از کتاب «زندگی دومت زمانی آغاز می‌شود که می‌فهمی فقط یک زندگی داری»

هندزفری‌های زخمی

ای وای! شما هم زخمی شدید؟ بله؟ نمی‌شنوم چی می‌گید. لطفا بلندتر صحبت کنید. میگم شمااا هم زخمی شدییید؟ بله. می‌بینید که. (چند لحظه سکوت) مثل اینکه نو هستید. بله. می‌بینید که. میشه درست‌تون کرد؟ تلاش خودش رو کرد ولی نشد. نیازه که سیم‌های متصل به درم رو مجدد یه…

هیچ کس هیچ جوری نیست

هر روز به خودم می‌گویم زهرا جدی شو دیگه! به نوشته‌هات سروسامون بده. و جدی شدن برای من یعنی موضوعی را انتخاب کنم، چند تا کتاب را بریزم وسط، بخوانم‌شان و هر کدام نکته‌ای را در ذهنم روشن کنند و بگذارم کمی دم بکشند و بعدش شروع به نوشتن کنم.…

بزرگترین خیری که به دیگران می‌رسانیم…

کمی که از آدم‌ها فاصله بگیریم و خودمان را در هر تصمیم و ترجیح و انتخاب‌شان شریک ندانیم، در کمال تعجب می‌بینیم که عه! آنها خودشان هم عقل و شعور و دست و پا دارند و می‌توانند تصمیم بگیرند و انتخاب کنند و خوشحال هم باشند. می‌بینیم که لازم نیست…

باشد که رقصیدن ما را برهاند

ذهنم خالیِ خالی شده است. گویی فکرها و کلمات از من رخت بربسته‌اند. ولی من انگشتانم را روی کیبوردها به حرکت وا می‌دارم. مثل آدم خجالتی‌های توی عروسی‌ها و جشن‌ها که با اکراه و به زور به میان آورده می‌شوند. و هی می‌گویند من بلد نیستم، من بلد نیستم. ولی…

هر چه رُندتر و دورتر، بهتر!

می‌گویم سعی کن یک جوری از مهارتت پول دربیاوری. می‌گوید دوست دارم کارهایم را دلی انجام بدهم. وقتی از تهِ دلم کاری را انجام می‌دهم، حوصله بیشتری دارم و زودتر تمامش می‌کنم. فقط بدی‌اش این است که هرازگاهی این حس به من دست می‌دهد. پایِ پول و سفارش و ...…

قبل از سرزنش کردن به این نکته توجه کنید!

وقتی می‌خواهید کسی را برای یک اشتباه سرزنش کنید (یا خدای ناکرده بهش تذکر بدهید)، اشتباه فعلی‌ش رو با اشتباهاتی که فکر می‌کنید قبلا هم انجام داده جمع نبندید. این احتمال هست که شما درباره اشتباهات قبلی‌شون اشتباه کنید و با محرز شدن اینکه اون فرد اشتباهات قبلی رو انجام…

هنر کِش دادن گفتگو را بیاموزیم

دو نکته‌ای که امروز یاد گرفتم: ۱-‌ بردارم داشت از دوستش صحبت می‌کرد که از روی یک‌دنده بودن موقعیت خوبی را از دست داده است. می‌توانست با کمی مهارت اگر نه از تمام آن موقعیت، بلکه حداقل به یک رابطه برد-برد می‌رسید. با شنیدن داستانش به این فکر کردم که…

یک تصمیم تازه

تصمیم گرفته‌ام از این به بعد از جزئیاتی که درباره افراد می‌دانم در ارتباط‌هایم استفاده کنم. با خود نگویم که بیخیال. به جای اینکه از بی‌حرفی ده تا خمیازه بکشیم و بیست بار بپرسیم دیگه چه خبر؟ درباره تصمیمی بپرسیم که در آخرین دیدار بهش اشاره کرده بود. از اینکه…