به عادت‌های متمایزت ببال

یک: یکی از دوستانم، فقط به این دلیل که نمی‌تواند از قدم‌های کوچک شروع کند، بسیاری از کارها را شروع نمی‌کند. او می‌خواهد فوراً به نتیجه برسد و قدم‌های گنده گنده بردارد. و خب، قدم‌های گنده برداشتن، آن هم در ابتدای مسیر، اغلب نشانه نپریدن است؛ مثل همان سنگ بزرگ…

تمرین خوانندگی

نمی‌دانم چرا تا حالا به فکرم نرسیده بود که وقتی یک آهنگ را چندین بار گوش می‌کنم، می‌توانم خودم هم آن را زمزمه کنم؟ خیلی هم لذت‌بخش است؛ به خصوص وقتی سعی می‌کنی صدایت را همگام با خواننده بالا و پایین ببری(نمی‌دانم اصطلاح فنی‌اش چیست. از صدا فقط گام بالا…

زندگی در میانهٔ عدم قطعیت‌ها

به گمانم، زندگی اگر جذابیتی دارد از صدقه‌سری پیش‌بینی‌ناپذیربودن‌اش است. به مهمانی‌ای دعوت شده‌ای و کلی برایش برنامه‌ریزی کرده‌ای و مشتاق زدن حرف‌ها و دیدارهایی هستی، ولی به محض ورود، توی ذوق‌ات می‌خورد؛ یا فرد/افراد محبوب‌ات نیامده‌اند یا کم‌حوصله‌ای یا سردرد داری یا هر چیز دیگری. گاهی هم بدون دعوت…

ولی نشد

  یک: رابطه‌هایی که می‌تونست عمیق‌تر بشه ولی نشد ظرفیت‌هایی که می‌تونست شناخته بشه ولی نشد یادگیری‌هایی که میتونست اتفاق بیوفته ولی نیوفتاد آتشش دامن همه‌مان را می‌گیرد. همه‌مان نصفه و نیمه مانده‌ایم در وسط راه. عده‌ اندکی به زور خودشان را می‌رسانند و دیگرانی که نمی‌رسند. دو: یادمه یه…

لطفاً حرف‌هایت را قورت نده

مایا آنجلو می‌گوید: «رنجی بزرگتر از حمل داستانی ناگفته در درون نیست.» فکر می‌کنم منظورش را می‌فهمم. وقت‌هایی بوده که دوست داشتم حرفی را بزنم ولی خجالت کشیدم، دل دل کردم، ترسیدم درست نباشد، بقیه جدی نگیرند و … در نهایت نگفتمش و بعدش با خودم گفتم اَه، کاش می‌گفتم.…

ما بیشتر زیسته‌ایم ولی …

ما بیشتر زیسته‌ایم ولی با دقتی کمتر و با جملاتی کوتاه‌تر. ویسواوا شیمبورسکا. کتاب «این‌جا» به نظرم منظورش کم‌حرف‌تر شدن انسان باشد. تحویل بگیر انسان معاصر. دغدغه‌ها و سرشلوغی‌ات دارد حرف زدن را از یادت می‌برد. شاید هم دلیلیش افرادی باشند که با آنها در تعامل هستی. شاید هم علت…

چند چیز برای بودن

خام‌تر که بودم، بیشتر به ظاهر توجه می‌کردم. حالا می‌خواست ظاهر افراد باشد یا ظاهر اتفاق‌ها. الآن این موضوع برایم کمرنگ شده و کشف‌ها و برداشت‌ها و نکته‌هایی که از برخورد با آدم‌ها و اتفاقات دستگیرم می‌شود، بیشتر ذوق‌زده‌ام می‌کند. خوشحالم که با سپری شدن ماهها و سالهای عمرم، مثل…

تنفس در هوای ناله‌آلود

اگر جلوی عادت‌های بدمان را نگیریم تا خود گور همراه ما می‌آیند. خیلی وقت‌ها دلم می‌خواهد به هر کسی که رسیدم غر بزنم و از بی‌حوصلگی و خستگی‌ و اوضاع بد بگویم. پیازداغ هر چیزی را زیاد کنم و تا می‌توانم بکوبم توی سر هر چیزی. ولی در نهایت، می‌بینم…

کلمات تیز، کلمات نورانی

کلمات یا تیزی دارند یا نور. کلمات تیز چه هنگام بیان کردن‌شون چه هنگام شنیدن‌شون، خراش می‌ندازن روی زبان و دهان و گوش‌ و قلب و روح خودمون و طرف مقابل‌مون. دلیل تعارض‌های بین آدم‌ها و آنچه که ما رو وادار به استفاده از کلمات تیز می‌کنه خیلی زیاده و…

آفتاب گرفتن برای موها

به نظرم توی بهار و تابستان دیگر لازم نیست از سشوار استفاده کنیم. می‌توانیم بعد از حمام برویم جلوی آفتاب و موهایمان را پهن کنیم و بگذاریم برای لحظاتی پرتوهای آفتاب به مغز سرمان برسد. کلی ویتامین میتامین هم برای موهایمان دارد. حالا آقایان می‌توانند در بیرون هم برای موهایشان…
1 2 3 37