تلاش کردن باید در خون‌مان باشد

یک کار وقتی انجام می‌شود که تمام تلاش‌مان را برایش کرده باشیم. حالا ممکن است به آن نتیجه‌ای که می‌خواستیم برسیم یا نرسیم. مهم آن احساس رضایت از انجام سهم خودمان است وگرنه کدام بنی‌ بشری تا حالا همه کارهایی را که خواسته انجام داده است؟ معلوم است که فقط تعدادی کار را به سرانجام می‌رسانیم، تعدادی را نصفه رها می‌کنیم، تعدادی را کمی بعد از شروع و بسیاری را هم اصلا شروع نمی‌کنیم.

تلاش کردن زیباست. دونده‌ای که از بقیه شرکت‌کنندگان عقب می‌افتد ولی تلاش می‌کند ازشان جلو بیفتد، زیبا و تماشایی است. دونده‌ای که جلوتر از همه است و تلاش می‌کند موقعیتش را حفظ کند هم زیبا و تماشایی است. تلاش نفر دوم برای اول شدن، تلاش نفر سوم برای دوم شدن، تلاش نفر چهارم برای سوم شدن و … هم زیباست.

تلاش کردن باید توی خون‌مان باشد. هزارتا وقفه می‌افتد توی مسیر زندگی‌مان، ولی ما نباید متوقف شویم و ادامه دادن را از یاد ببریم.

خوب است یک ارزیابی هفتگی، ماهانه یا فصلانه داشته باشیم و میزان تلاش‌مان را ارزیابی کنیم. دستاورد و نتیجه هم نه، فقط میزان تلاش‌مان را. مثلا آیا وقتی فلان کار خارج از برنامه پیش آمد، تلاش کردم به کارهای آن روزم برسم یا فقط دنبال بهانه‌ای می‌گشتم تا از زیر کار در بروم؟

وضعیت تلاش‌مان که خوب باشد قطعا نتیجه‌ٔ خوبی هم در پی دارد.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *